در تاریخ اسلام زنان مؤمن و فداکار بسیارى
بودهاند که با حضور فعال در صحنههاى حساس سیاسى و اجتماعى، مسیر تاریخ را تغییر دادند.
از جمله این زنان، حضرت زینب(س) است که
با حضور در نهضت کربلا، مسئولیت بزرگى را بر عهده گرفت.حضرت زینب براى ایفاى مسئولیت
بزرگ پیام رسانى، از دوران کودکى تحت تربیت پیشوایان معصوم قرار گرفت و امام حسین(ع)
نیز در مسیر حرکت به کربلا، با سخنان و توصیههایى، خواهرش را آمادهتر کرد. زینب کبری
تحت تربیت پدر و مادرى چون حضرت على(ع) و حضرت فاطمه(س) و با شایستگى و استعداد ذاتى
که از آن بهرهمند بود به مراتب عالى از فضائل و کمالات انسانى دست یافت. او مانند
پدر و مادر خود جامع همه کمالات و صفات پسندیده بود. او نمودار حق و جهاد در راه خدا
و نگهدارنده ایمان و عقیده، قهرمان دلیری و شجاعت، جلوه فصاحت و بلاغت، شعله ستیزه
جوی باطل و آتش افشان حق در برابر نیروهای ستمگر و کوبنده دژخیمان زورگو است.زینب
(س) تجسم زهد، علم، عفاف و شهامت و عقیله طاهره، متعلق به اخلاق الهی است.
تردیدی در نقش حضرت زینب در حفظ کردن قیام
عاشورا و ابلاغ پیام آن نیست. بدون شک بی حضور آن حضرت این قیام به بلوغ و سرانجام
مطلوب خویش نائل نمی گشت.
اما جایگاه حضرت زینب (س) در این میدان
چه بود؟
در آن برهه از زمان شاهد عملا حضور یزیدی
بودیم که بازی با میمون و شرابخواری به عادت او بدل شده بود و البته ادعای خلافت مسلمین
را نیز در میان مردم داشت. از سویی دیگر نیز در تلاش بود تا این نظر را بر امام و ولی
مسلمین یعنی امام حسین ع نیز دیکته نماید. هر آنچه خود می نمود با بی شرمی تمام، اسلامی
می دانست و جامعه را نیز با خوی کثیف خود به این سوی می برد. امر آن چنان شده بود که
دیگر اسلامی که پیامیر خاتم برای مردم به هدیت آورده بود در حال تبدیل شدن به ماهیت
جدیدی بود امام حسین ع در بیانی اوضاع آن زمان را چینین تبین می فرمایند اَلا ترونَ
أنّ الحقَ لا یعملُ به وأنّ الباطلَ لا یتناهی عنهُ ، لِیرغبَ المؤمنُ فی لقاء الله
مُحِقاً (آیا نمی بینید که به حق عمل نمی شود واز باطل نهی نمی گردد ؟ در چنین شرائطی
مؤمن به لقای خدا سزاوار است). در جایی حضرت رو به ولید فرماندار مدینه می فرمایند
«أیّها الامیر! إنّا اهل بیت النبّوّة و معدن الرّسالة و مختلف الملائکة و بنا فتح
اللَّه و بنا ختم اللَّه و یزید رجل فاسق شارب الخمر قاتل النّفس المحرمه و مثلى لا
یبایع بمثله و لکن نصبح و تصبحون و ننظر و تنظرون أیّنا أحقّ بالخلافة و البیعة؛ اى
امیر، ما اهل بیت نبوت و معدن رسالت و محل آمد و شد ملائکیم و خداوند به ما شروع مىکند
و به ما پایان مىدهد - همه امور هستى به برکت وجود ماست - در حالى که یزید مردى است
فاسق و شرابخوار و کسى است که خون حرام بر زمین مىریزد و علناً به فسق و فجور مىپردازد
و کسى مانند من با شخصى مثل او بیعت نمىکند ولى - مهلت بده - تا صبح شود و دو طرف
در کار خود بیندیشیم تا معلوم شود کدام یک از ما به خلافت و بیعت سزاوارتریم.
این زینب (س) است که مى گوید: این لکه ننگ
را چگونه خواهید شست، درحالى که فرزند رسول خدا و سید جوانان بهشت را کشته اید؟ همان
که در جنگ، سنگر و پناهتان بود و در صلح مایه آرامش و التیام شما بود. او که ترس را
ترسانده، زنجیر را پاره کرده و دشمن را به اسارت سخنان رسوا کننده یزید مى بیند که
با چوب خیزران به لب و دندان خون خدا جسارت مى کند، فریاد مى زند «تبت یدا ابى لهب».اى
یزید! دستانت بریده باد! آیا مى دانى چه مى کنى؟ آیا مى دانى که چوب بر لب و دندان
حبیب رسول خدا(ص)، پسر مکه و منى و پسر فاطمه زهرا (س) مى کوبى؟ ناله چنان جانسوز بود
که هرکس در آن مجلس بود به گریه درآمد.