رقیه ی حسین علیهماالسلام

حضرت رقیه علیهاالسلام جلوه دیگری از شکوه و عظمت حماسه عاشوراست و حضور این کودک خردسال در متن نهضت سرخ حسینی، بی تردید امری مهم و قابل توجه می باشد، چنانکه هر یک از کسانی که در آن واقعه عظیم حضور داشته اند، حامل پیامی شگرف بوده‌اند.

رقیه علیهاالسلام دلیلی آشکار بر حقانیت قیام امام حسین علیه السلام و مظلومیت عترت پاک پیامبر صلی الله علیه و آله بوده که اوج توحّش و سنگدلی سیاهکارانی که داعیه جانشینی رسول خدا را سر دادند، برای همیشه تاریخ اثبات می کند.

نوشتار حاضر سیری است در زندگانی کوتاه اما پرشکوه این بانوی خردسال.

 

رقیه ی حسین علیهماالسلام

پدر بزرگوار حضرت رقیّه علیهاالسلام، سالار شهیدان حضرت امام حسین بن على علیه السلام و مادر ایشان مطابق بعضى از نقلها «ام اسحاق» می باشد كه زنی صاحب فضیلت و همسر امام حسن مجتبی علیه السلام بوده که طبق وصیت آن حضرت پس از شهادتشان به عقد امام حسین علیه السلام در آمدند. (1)

سن مبارك حضرت رقیه علیهاالسلام هنگام شهادت، طبق پاره اى از روایات سه سال و مطابق پاره اى دیگر چهار سال بود. برخى نیز پنج سال و هفت سال نقل كرده اند. (2)

نام رقیه علیهاالسلام در بعضی کتب‏ تاریخیِ مستند و مشهور همچون کتاب شریف «لهوف» سید بن طاووس و «معالی السبطین» علامه حائری و «مقتل الحسین» ابن ابی مخنف ذکر شده است چنانکه مرحوم شیخ علی فلسفی در کتاب «حضرت رقیه علیهاالسلام» می گوید در بیش از بیست کتاب، نام ایشان را رقیه دیده است
ادامه نوشته

از خرابه تا ملکوت

عبدالجبار بن زین العابدین الشكوئى در  «مصباح الحرمین» مى نویسد:

طفل سه ساله امام حسین علیه السلام شبى از شبها پدر را در عالم رویا دید و از دیدارش شاد گردید و در ظل مرحمتش آرمید ولی فلك ستیزه جو، این لحظه استراحت را براى آن صغیره نتوانست ببیند. چون آن محترمه از خواب بیدار شد پدر خود را ندید. شروع به گریه كردن كرد. هر چه اهل بیت علیهم السلام او را تسلى دادند آرام نشد. سبب گریه از او پرسیدند، آن مظلومه در جواب گفت:

« أین أبى ایتونى بوالدى و قرّة عینى » ؛ كجاست پدر من ؟ بیاورید پدر مرا و نور چشم مرا.

پس آن مصیبت زدگان دانستند كه آن یتیم پدر را در خواب دیده است ، هر چند تسلى دادند آرام نشد. خود اهل بیت نیز منتظر بهانه براى گریه بودند، لذا گریه سكوت شب را شكست . همه با آن صغیره هماواز شده مشغول گریه و زارى و ناله شدند. پس موهاى خود را پریشان نموده و سیلى بر صورتها مى زدند و خاك خرابه را بر سر خود مى ریختند، و صداى گریه ایشان چنان بلند گردید كه به گوش یزید پلید كافر رسید. (1)

ادامه نوشته

چند شهید عاشورا جوان بودند؟

اولین مسلمان تاریخ، نوجوانی به نام «علی» بود

حجت‌الاسلام موسوی‌نسب در ابتدای این گفت‌وگو ضمن تسلیت ایام سوگواری سالار شهیدان، اظهار داشت: شواهد مستمر تاریخی و تجربه‌های عینی در نهضت‌های بزرگ اسلامی، بیانگر این موضوع است که نسل جوان از فطرت پاک و سرشتی سالم برخوردار است و از حرکت‌های اصلاحی و دینی در سراسر جهان به نحو احسن استقبال و حمایت کرده است.

وی افزود: نسل جوان در میدان‌های نبرد علیه ظلم و ستم و تباهی جنگیده و عملاً با شادابی و حماسه آفرینی، به ایفای نقش پرداخته است. این جریان را می‌توان از آغاز بعثت رسول گرامی تاکنون در صحنه‌های تاریخ مشاهده کرد.

موسوی‌نسب تأکید کرد: نخستین کسی که به ندای اسلام لبیک گفت، نوجوانی 10ساله بود که افتخار اولین مسلمان را به نام جوانان در تاریخ ثبت کرد و آن کسی نیست مگر امام علی علیه‌السلام.

ادامه نوشته

نقش زنان در قیام کربلا

قرآن در کنار هر مرد بزرگی از یک زن قدّیسه یاد می‌کند

حجت‌الاسلام خادمیان در ابتدای این گفتگو ضمن تسلیت به مناسبت فرا رسیدن ایام سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام اظهار داشت: با آفرینش زن، برگ ظریفی به برگ‌‌های زرین عالم وجود افزوده شد چرا که زن جلوه‌ای از جمال و جلال الهی است که باید شناخته می‌‌شد.

وی افزود: این نور الهی از آغاز آفرینش تاکنون، دوران‌‌های تلخ و شیرینی را سپری کرده است. گاه همراه با حرکت انبیای الهی گام در گام نهاده و دوشادوش مردان صالح، از پیامبر زمان خود حمایت کرده است. قرآن این کتاب هدایت بشری، نیز در کنار هر مرد بزرگ از یک زن بزرگ و قدّیسه یاد می‌‌کند.

ادامه نوشته

نمایشگاه بزرگ گذشت در کربلا

کربلا یک نماشگاه گذشت بود ؛ گذشت از جان، گذشت از جوان، گذشت از همسر، گذشت از شكم، گذشت از رفاه، گذشت از خواب، همه‌ی گذشت‌ها یكجا در یك روز واقع شد.

 

گذشت از جان، در راه حفظ دین

امیرالمۆمنین(علیه السلام) جای پیغمبر صلی الله علیه وآله خوابید. آیه نازل شد. «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ» (بقره/207) بعضی از مردم خودشان را پیش‌مرگ پیغمبر صلی الله علیه وآله می

‌كنند. از جان گذشت. می‌دانید خدا چه كرد؟ خدا به فرشته‌ها گفت: كدامیك از شما حاضر هستید جانتان را فدای دیگر فرشته‌ها كنید؟ ببینید علی‌بن ابی طالب، امیرالمۆمنین(علیه السلام) جانش را فدا كرد.

 

خانه‌ ای آشنا

امام حسین(علیه السلام) كاری كرد كه خانه‌ی او خانه‌ی همه‌ی ما شد. همینطور كه هركسی در خانه‌ی خودش نمازش را چهار ركعتی می‌خواند ، در خانه‌ی الوهیت مسجدالحرام، خانه‌ی نبوت مسجد النبی، خانه‌ی ولایت مسجد كوفه، خانه‌ی شهادت نیز نمازش 4 رکعتی است .

ما پنج تا خانه داریم. شما در این پنج جا می‌توانید نماز چهار ركعتی بخوانید. این چه بود كه همه‌ی غریبه‌ها را خودی كرد؟ آدم در محل غریب نمازش شكسته است ولی امام حسین(علیه السلام)  می‌گوید اینجا غریب نیستی، اینجا خانه‌ی خودت است.

ادامه نوشته

بهترین مأموم برای بهترین امام

اگر كتب تاریخ وسیره را ورق بزنیم تا مصادیقی برای دو عنوان بالا پیدا نماییم موارد بسیار كمی را خواهیم یافت چرا كه هرچه خلوص گوهر بیشتر شود كمیاب تر خواهد شد. به عنوان مثال اگر پیامبر صلی الله علیه وآله برای امیر المۆمنین علیه السلام بهترین امام بود و امیر المۆمنین علیه السلام نیز بهترین مأموم و یا امام حسن علیه السلام بهترین امام برای امام حسین علیه السلام و او نیز بهترین مأموم ، دیگر بعد از این مثالها مثالی بهتر از امامت امام حسین و مأموم بودن عباس علیهما السلام نخواهیم یافت !!

و این حقیقت را در كلام حضرت امام حسین علیهم السلام وسائر ائمه علیهم السلام و همچنین در رفتار و گفتار خود عباس علیه السلام نیز می یابیم :

« اما بعد فإنی لا أعلم أصحابا أولی ولا خیرا من أصحابی ولا أهل بیت أبرّ و لا أوصل من أهل بیتی فجزاكم الله عنی جمیعا خیرا ...فانطلقوا جمیعا فی حلّ ... فقام العباس فقال لم نفعل ذلك لنبقی بعدك ، لا أرانا الله ذلك أبدا» (1) .

امام حسین علیه السلام فرمود : « همانا من هیچ أصحابی بهتر یا با وفاتر (2) از أصحاب خود نمی شناسم و همچنین هیچ اهل بیتی را بهتر از اهل بیت خود نمی دانم كه نیكوكار و اهل صله رحم باشند پس خداوند همه شما را به خاطر [ كمك ] به من جزای خیر دهد ... من همه شما را حلال می كنم از تاریكی شب استفاده كنید و بروید » [ طبق بعضی از نقلها اولین كسی كه از این سخن برافروخته شد ] عباس علیه السلام بود كه ایستاد و فرمود : « هیچ گاه ما این كار را نخواهیم انجام داد [ برویم كه چه شود ؟!! ] برویم كه بعد از تو زنده بمانیم هرگز خداوند چنین روزی را نیاورد !! » .

و شاید به همین دلیل بود كه برادران مادری خود را پیش از خود به میدان فرستاد تا شدت اطاعت و حمایت خود را از امامش به اثبات برساند !!

ادامه نوشته

اباالفضل علیه السلام؛ نفحه ای از رحمت های الهی

روز تاسوعا متعلق است به علمدار رشید کربلا حضرت عباس بن علی (علیه السلام)، مردی که الگوی واقعی برای وفاداری، شجاعت، غیرت، ادب، مردانگی و ... می باشد. و با وجود ایشان در همه این زمینه ها واقعه عاشورا حرف برای گفتن دارد.

این بزرگوار القاب خاصی را در طول عمر با برکتشان به خود اختصاص دادند که در این مجموعه به بخشی از آنها می پردازیم.

 

قمر بنی هاشم

حضرت اباالفضل(علیه السلام)، بواسطه بهره وافری که از زیبایی و جمال برده بود، به قمر بنی هاشم، معروف گردید. به راستی وی همچنانکه برای خانواده علوی خویش، به مثابه ماهی فروزان بود، در جهان اسلام نیز همانند ماه درخشید و مسیر شهادت را برای تمام رهروان راه شهادت روشن نمود.

 

سقا

سقا از برترین القاب ایشان بود و او نیز این لقب را بسیار دوست داشت. اما دلیل این لقب گذاری ، نقش بسیار مهم وی در سیراب نمودن تشنگان آل بیت رسول بود زمانی که ابن مرجانه آب را بر اهل بیت (علیهم السلام)بست و خواست که آنان را از پای درآورد . پهلوان اسلام ، حضرت اباالفضل (علیه السلام)بارها به سمت نهر فرات حمله ور شد ، آب فراهم نمود و اهل بیت (علیهم السلام) و اصحاب را سیراب نمود .

 اباالفضل (علیه السلام)  بیرق امام حسین (علیه السلام)  را از زمانی که از یثرب (مدینه) خارج شد تا زمانی که به کربلا رسید با دستان هنین خود برافراشته نگه داشت تا ن زمان که دستان مبارکش از بدن جدا شدند و در کنار نهر علقمه به شهادت رسید .

ادامه نوشته

ساقی لب تشنگان

در صحنه عاشورا پرچم به دست شجاع ترین فرد سپرده شد و او کسی جز حضرت عباس (علیه السلام)فرزند

رشید حیدر کرّار علیه السلام نبود. در کامل ابن اثیر و تاریخ طبری که از معتبرترین کتاب های اهل سنت است آمده: روز عاشورا در حالی که تعدادی از برادران امام حسین علیه السلام و اصحاب بزرگوارش در صحنه نبرد حضور داشتند و هر کدام خود ار زمره شجاعان به شمار می رفتند، امام پرچم لشکرش را به دست عباس علیه السلام داد؛ چرا که او از هر جهت شایسته ترین فر

نفیس‏ترین ذخیره الهى

حضرت ابوالفضل (علیه السلام) پس از آنكه دید تمام اصحاب و یاران و افراد خاندانش، شهید شدند و حجت خدا در میان دریایى از لشكر دشمن، تنها مانده است و صداى شیون و گریه زنان و فریاد العطش كودكان فلك را كر نموده است، نتوانست آن همه مصیبت را نادیده بگیرد و تحمل بیاورد لذا براى چندمین بار نزد برادر آمد و درخواست اجازه رفتن به میدان كرد.

چون به نظر امام حسین (علیه السلام) حضرت ابوالفضل (علیه السلام) از نفیس‏ترین ذخایر الهى به شمار مى‏رفت كه دشمن از صولت و هیبتش بیمناك و از هر نوع اقدام او لرزه بر اندامش مى‏افتاد و اهل حرم به مناسبت اینكه مى‏دیدند پرچم پر افتخار اسلام در دستش برافراشته است آرامش خاطرى داشتند، از اینرو امام (علیه السلام) آن نفس ابیه قدسیه، دلش راضى نمى‏شد به او اجازه میدان بدهد و لذا به او فرمود:

برادر تو علمدار منى، شهادت تو دلیل شكست ما خواهد بود.

حضرت ابوالفضل (علیه السلام) در پاسخ امام (علیه السلام) عرض كرد: دلم از دست این منافقین گرفته و سینه‏ام به فشار آمده، از زندگى سیر شده‏ام، مى‏خواهم قصاص خونمان را از این منافقان، بگیرم.

ادامه نوشته

آزمون وفاداری روسفیدان تاریخ

برای یاران ابا عبدالله علیه السلام شب عاشورا آخرین شب بود. فردایش روز فداکاری و حماسه آفرینی و روز به اثبات رساندن ادّعای صدق و وفا بود. روز از خود گذشتن، به خدا رسیدن، در راه دین عاشقانه جان دادن و از مرگ نهراسیدن و به‏روی مرگ لبخند زدن.

در آن شب، امام حسین علیه السلام آخرین سخنها و سخن آخر را با یاران در میان نهاد. همه اصحاب را در خیمه ‏ای گرد آورد و در میان افراد بنی هاشم و یاران خویش قرار گرفت و این خطابه را ایراد نمود:

«خدا را به بهترین وجه ستایش کرده و در شداید و آسایش و رنج و رفاه در مقابل نعمت هایش سپاسگزارم. خدایا! تو را می ستایم که بر ما خاندان، با نبوت، کرامت بخشیدی و قرآن را به ما آموختی و با دین و آیین آشنایمان ساختی و به ما گوش(حق شنو) و چشم(حق بین) و قلب(روشن) عطا فرمودی و از گروه مشرک و خدانشناس نگرداندی.

اما بعد، من اصحاب و یارانی بهتر از یاران خود ندیدم و اهل بیت و خاندانی باوفاتر و صدیق تر از اهل بیت خود سراغ ندارم. خداوند به همه شما جزای خیر دهد».

آن گاه فرمود:«جدم رسول خدا خبر داده بود که من به عراق فراخوانده می شوم و در محلی به نام عمورا و کربلا فرود آمده و در همان جا به شهادت می رسم و اکنون وقت این شهادت رسیده است. به اعتقاد من همین فردا، دشمن جنگ خود را با ما آغاز خواهد نمود و حالا شما آزاد هستید و من بیعت خود را از شما برداشتم و به همه شما اجازه می دهم که از این سیاهی شب استفاده کرده و هر یک از شما دست یکی از افراد خانواده مرا بگیرد و به سوی آبادی و شهر خویش حرکت کند و جان خود را از مرگ نجات بخشد؛ زیرا این مردم فقط در تعقیب من هستند و اگر بر من دست یابند با دیگران کاری نخواهند داشت، خدا به همه شما جزای خیر و پاداش نیک عنایت کند!»

ادامه نوشته

عباس علیه السلام را می شناسید؟

عباس بن علی علیهماالسلام ، برادر سید الشهدا علیه السلام ، فرمانده و پرچم دار سپاه امام حسین علیه السلام بود. مادرش، فاطمه کلابیه بود که بعدها به ام البنین مشهور شد. امام علی علیه السلام پس از شهادت حضرت  فاطمه زهرا علیهاالسلام ، با ام البنین ازدواج کرد و عباس علیه السلام و سه فرزند دیگر ثمره این ازدواج بود. وی در کربلا 34 سال داشت و به همراه سه برادر دیگرش به شهادت رسید.

تربیت و پرورش در خانه امامت

حضرت عباس علیه السلام ، کسی است که در خانه امیرالمۆمنین علی علیه السلام که خانه عمل، جهاد، تقوا، معرفت و ایمان بود، مراحل رشد را پیمود. او ، آینه تمام نمای ویژگی های پدرش بود و در پناه تربیت امام علی علیه السلام ، اسوه علم و عمل و استوانه یقین و ایمان و تجسم واقعی حق گشت.

 

ولایت مداری ناب

سلام بر تو، بر تو که مطیع مطلق خدا، پیغمبر، امیرالمۆمنین و امام حسن(علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) بودی.

چگونه می توان باور کرد که عباس علیه السلام در دوران پیامبر نبوده و ایشان را ندیده تابع امر او باشد. اما می توان باور کرد چرا که او به فرمایش رسولش که فرمودند: من از میان شما می روم اما قرآن و عترتم را برای هدایت شما می گذارم از آن پیروی و اطاعت کنید عمل کردند.

در کربلا زمانی که دست های مبارک عباس (علیه السلام) قطع شد حضرت فرمود: به خدا قسم اگر دست راستم را بریدند از دینم و قرآنم و امامم دست بر نمی دارم پس فرمود: یا رسول الله. من برای عترت و قرآن به کربلا آمدم و دستم را هم برای عترت و قرآنِ تو دادم.

مطیع امر امیرمۆمنان، علی(علیه السلام) بود؛ زیرا در کربلا به فرمایش پدرش که فرموده بود فلسفه ازدواج من با مادرت آوردن فرزند شجاعی مانند توست تا از حسینم در کربلا دفاع کند، جامه عمل پوشاند و تا آخرین لحظه برای حسینش جانبازی کرد.

ادامه نوشته

امام حسین(علیه السلام) مظهر نور خدا  

نور» روشنایى است و از ویژگى هاى ذاتى آن این است كه هم خودش روشن است و هم روشنى بخش دیگران است. و تاریكى ها و ظلمت ها را از بین مى برد. «ظاهرٌ فى نفسه و مظهرٌ لغیره به همین جهت از خداوند متعال كه روشنى بخش نظام هستى است و از قرآن، پیامبران و امامان كه هدایت گر جامعه بشریت و روشنى بخش دل هاىمۆمنانند به «نور» تعبیر شده است.

نور خدا چیست؟ چه ارتباطی می تواند بین امام حسین(علیه السلام) و نور خدا باشد؟

«یُرِیدُونَ لِیُطْفُِواْ نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ»؛ (صف، آیه 8)

«مى خواهند نور خدا را با دهان هایشان خاموش كنند در حالى كه خدا كامل كننده نور خود است، گرچه كافران خوش نداشته باشند».

«نور» روشنایى است و از ویژگى هاى ذاتى آن این است كه هم خودش روشن است و هم روشنى بخش دیگران است. و تاریكى ها و ظلمت ها را از بین مى برد. «ظاهرٌ فى نفسه و مظهرٌ لغیره به همین جهت از خداوند متعال كه روشنى بخش نظام هستى است و از قرآن، پیامبران و امامان كه هدایت گر جامعه بشریت و روشنى بخش دل هاى مۆمنانند به «نور» تعبیر شده است. در مقابل از دشمنان بدخواه و گمراهى ها، به تاریكى و «ظلمات» تعبیر شده است كه هم خودشان تاریكند و هم در پى خاموش كردن نورند.

در این میان برخى از مراتب و مظاهر نور، تمامى طول و عرض تاریخ را تحت الشعاع قرار داده و چراغ هدایت جامعه بشریتند كه شخصیت امام حسین علیه السلام داراى چنین مقامى است. در مقابل برخى از ظالمان و تاریكى ها لكه ننگى در طول تاریخند كه یزید و لشكریان او چهره رسواى آنند.

ادامه نوشته