واقعه‌ای که عالَم را به لرزه درآورد

آه، آن شب چه شب سخت و ناگوارى بود كه بر دختران رسول خدا صلى الله علیه و آله گذشت. زنان و دختران متشخص و بزرگوارى كه در حرمت ملكوتى و عزت و مقام والایی كه پیوسته در خاندان و نیاكان آنان بود قرار داشتند و همیشه در اوج عظمت و احترام و در جلالت شأن و در فروغ نور نبوت و تابش اختران خلافت و روشنائى چراغ قداست به سر می بردند هم اكنون امشب در پرده سیاه و ظلمانى شب غربت بدون نور و چراغ، و بدون منزل و مأوا، با خیمه‏ هاى غارت شده و نیمه سوخته، و بزرگان و پیشوایان از دست داده، و پشت و پناه به خاك افكنده شده، در بیابان وحشت زده قرار گرفته‏اند كه نه پناهى دارند و نه پشتیبانى، هر آن احتمال دارد كه مورد حمله و یورش پست فطرتان سپاه كوفه قرار بگیرند، و نمی دانند در این صورت چه كسى از آنان دفاع خواهد كرد؟ و چه كسى جلو ظلم و تجاوز این اراذل را خواهد گرفت؟ و نمی دانند آیا كسى خواهد آمد سوز دل این داغدیده‏ها را تسكین و مصیبتشان را تسلیت بخشد؟

عزای ملائکه و رسول

در آن شب همراه با اهل حرم پیغمبر صلى الله علیه و آله، تمام عالم ملك و ملكوت، غرق در عزا و ماتم بودند، حوریان بهشت در غرفات جنت به شیون و گریه، و فرشتگان رحمت در آسمانها به ناله و فریاد، و دیو و پرى در جاى خود به ندبه و شیون پرداخته بودند، حتى وحوش بیابانها و ماهیان دریاها و پرندگان هوا، و خلاصه تمام مخلوقات خدامرئى و نامرئى، همه در عزا و ماتم بودند.

ام سلمه، پیغمبر خدا صلى الله علیه و آله را در خواب دید كه پیغمبر صلى الله علیه و آله موهایش ژولیده و غبار خاك سر و صورتش را فراگرفته است، عرض كرد یا رسول الله چگونه است كه شما را با این حال مشاهده مى‏كنم؟

حضرت فرمود: قتل ولدى الحسین و ما زلت أحفر القبور له و یصاحبه ؛ فرزندم حسین را كشتند و تا هم اكنون براى او و اصحابش قبر تهیه مى ‏كردم.

ادامه نوشته

5فایده مهم عزاداری برای امام حسین علیه السلام

در روایات و سیره حضرات معصومین «سلام‌الله‌علیهم» تأکید فراوانی بر عزاداری‌ شده است. علّت این امر نیز آن است که عزاداری، رمز بقاء تشیّع است. برگزاری مجالس عزاداری و اهتمام به آن، فوائد، آثار و برکات فراوانی دارد و در ادامه، به برخی از آن آثار اشاره می‌شود.

اوّل: آمرزش گناهان

اوّلین نتیجه عزاداری‌، آمرزش گناهان است. طبق روایات، اگر کسی وارد جلسه عزای امام حسین «سلام‌الله‌علیه» شود و عزاداری کند، گناهان او آمرزیده می‌شود.[1] چنانکه از پیامبر«صلّی‌‌‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» و ائمّه طاهرین«سلام‌الله‌علیهم» روایاتی در اهمیّت عزاداری و اینکه گریه بر مصائب اهل بیت«سلام‌الله‌علیهم» بهشت را واجب می‌گرداند، وارد شده است. بحمدالله همیشه جلسات عزاداری رونق داشته و سزاوار نیست کسی خود را از فیض آن و نتایج مفید آن محروم سازد. 

 

دوّم: ثواب فراوان

در روایات معصومین«سلام‌الله‌علیهم» برای عزاداری‌ و زیارت امام حسین«سلام‌الله‌علیه»، ثواب حج و عمره بیان شده است.[2]

حتّی در روایات آمده است که افضل از همه اعمال است.[3] همچنین در روایات فرموده‌اند ثواب عزاداری‌ و زیارت ابی عبدالله الحسین«سلام‌الله‌علیه» مانند آن است که خدای سبحان را در عرش زیارت کند.[4]

البته خداوند متعال مجسّم نیست که روی عرش و کرسی بنشیند. پس معنای عرش خدا، استیلای خداوند بر عالم وجود است و این روایت از باب کنایه و تأکید بیان شده است. بر این اساس، ثواب زیارت امام حسین«سلام‌الله‌علیه»، از دور یا نزدیک، مانند آن است که اگر پروردگار متعال عرشی داشت و شما می‌توانستید خدا را زیارت کنید، از چنان ثوابی بهره‌مند می‌شدید.  

ادامه نوشته

اولین و آخرین ادبِ عزاداری !

با نزدیك شدن ایام محرم الحرام وقتی در كوچه ها و خیابان ها عبور می كنیم به ظواهر و پدیده هایی برمی‌خوریم كه توجه انسان را بر می انگیزد و نوعی شور و شعف در انسان ایجاد می نماید و انسان را به تفكر وادار می نماید و آن پدیده چیزی نیست جز آمادگی مردم پیر و جوان، زن و مرد، كودك و نوجوان برای برپایی عزای امام حسین سالار شهیدان علیه السلام و این امر به گونه ای محسوس است كه بر هیچ كس مخفی نیست و هر چه زمان بر آن می گذرد نه تنها از عظمتش كاسته نمی شود بلكه روز به روز برجسته تر می شود و هر چه دشمنان تشیع و اسلام در سالهای اخیر در ماهواره و اینترنت و غیره به مرام و مسلك تشیع در زمینه عزاداری حمله می كنند مثل وزش بادی می ماند كه شعله آتش غم سید الشهداء علیه السلام را شعله‌ورتر و پرفروغ تر می‌نمایند: «یریدون لیطفئوا نور الله بأفواههم و الله متم نوره و لو كره الكافرون.» (1) 

و ما اگر بخواهیم این آمادگی و شور و شعف مردم را به هر چیزی تشبیه كنیم، زیباتر از تشبیه آن به رستخیز و قیامت نخواهد بود، رحمت واسعه خدا بر محتشم كاشانی كه این تشبیه زیبا را - كه بی شك از الهامات خود سرور جوانان اهل بهشت بوده است - بر زبانها جاری ساخت !!

باز این چه شورش است كه در خلق عالم است         باز این چه نوحه وچه عزا وچه ماتم است

گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست                               این رستخیز عظیم كه نامش محرم است

بی شك عبادت عظیم عزاداری كه علاوه بر تعظیم شعائر دینی بودن، احیاء معالم دینی نیز در آن موج می زند دارای آدابی است ، در این نوشتار برآنیم تا تنها به یكی از آداب عزاداری اشاره كنیم و آداب دیگر را به نوشته های دیگر به جهت اختصار واگذار نماییم .

ادامه نوشته

اولین مجالس رسمی عزاداری سالار شهیدان

امام حسین
خرابه شام؛ اولین مجلس رسمی عزا

خطبه زینب علیها السّلام همهمه‏اى در مجلس یزید افكند، همه افراد بر گمراهى خود واقف شدند و فهمیدند كه در چه وادى راه مى‏پیمایند، یزید چاره‏اى ندید جز اینكه اهل بیت علیهم السّلام را از مجلس به خرابه ببرد كه از گرما و سرما آنها را نمى‏پوشاند، در آنجا (اهل بیت علیهم السّلام) به مدّت سه روز بر امام حسین علیه السّلام إقامه نوحه و عزا مى‏كنند.[1]

 

کربلا؛ دومین مجلس رسمی عزا

كاروان حسینى پس از شام نیز در میدان نبرد، یعنى طف، مجلس عزادارى بر پا كرد و با این كار سنّت حسنه‏اى پایه گذارى شد كه تا به امروز ادامه یافته است. مجلس عزایى كه در كربلا بر پا شد، به وسیله اهل بیت امام حسین علیه السّلام بود كه عمق فاجعه را از نزدیك به چشم دیده بودند. جابر بن عبدالله انصارى و گروهى از بنى هاشم و مردانى از خاندان پیامبر صلی الله علیه وآله نیز كه براى زیارت قبر امام حسین علیه السّلام آمده بودند در آن شركت جستند. زنان آن سرزمین نیز نزد آنها آمدند، و اهل بیت علیهم السّلام چند روزى را در كربلا ماندند؛ و مطابق برخى تواریخ، این عزادارى سه روز ادامه یافت.[2]

 

مدینه؛ سومین مجلس رسمی عزا

بشیر بن حَذلمَ میگوید: وقتى نزدیك مدینه رسیدیم حضرت زین العابدین علیه السلام پیاده شد و پس از اینكه خیمه‏هاى خود را برپا كرد زنان را پیاده نمود. بعدا به بشیر فرمود: خدا پدر تو را كه شاعر بود رحمت كند. آیا تو بر گفتن شعر قادرى؟ گفتم: آرى. یا ابن رسول اللَّه، من نیز شاعرم. فرمود: وارد مدینه شو و خبر شهید شدن امام حسین علیه السّلام را بده.

من بر اسب خود سوار شدم و آن را راندم تا وارد مدینه گردیدم. هنگامى كه بر در مسجد پیغمبر خدا رسیدم صدا به گریه بلند كردم و این شعر را سرودم:

ادامه نوشته

آنچه در اربعین مهم است

اربعین

واژه اربعین از اصطلاحاتی است که در متون دینی، حدیثی و تاریخی کاربرد زیادی دارد و بسیاری از امور، با این عدد و واژه، تعریف و تحدید شده اند. مثلاً کمال عقل در چهل سالگی، آثار چهل روز اخلاص، آثار حفظ چهل حدیث، دعای چهل نفر، دعا برای چهل مۆمن،  قرائت دعای عهد در چهل صبح، عدم پذیرش نماز شراب خوار تا چهل روز، گریه چهل روز زمین و آسمان و فرشتگان بر امام حسین علیه السلام، استحباب زیارت اربعین و ... از جمله مواردی است که جایگاه و ارزش والای این واژه و عدد را در معارف اسلامی بیان می دارد.[1]

با این همه، در احادیث، تنها استحباب زیارت اربعین درباره امام حسین علیه السلام وارد شده است و چنین سفارشی درباره هیچ یک از معصومان علیهم السلام پیش و پس از سیدالشهدا علیه السلام وجود ندارد. بنابراین از نظر تاریخی و حدیثی، هیچ پیشینه ای را نمی توان برای اربعین و اعمال مربوط به این روز تا پیش از حادثه عاشورا تصور کرد و این ویژگی و امتیاز، تنها از آنِ امام حسین علیه السلام است.

مهم ترین دلیل بزرگداشت اربعین سیدالشهدا علیه السلام روایتی از امام عسکری علیه السلام است که فرمود:

عَلَامَاتُ الْمُۆْمِنِ خَمْسٌ، صَلَاةُ الْإِحْدَى وَ الْخَمْسِینَ وَ زِیَارَةُ الْأَرْبَعِینَ وَ التَّخَتُّمُ فِی الْیَمِینِ وَ تَعْفِیرُ الْجَبِینِ وَ الْجَهْرُ بِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ : نشانه های مۆمن، پنج چیز است: پنجاه و یک رکعت نماز (17 رکعت واجب و 34 رکعت مستحب) ، زیارت اربعین ، انگشتر به دست راست کردن ، سجده بر خاک و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم. [2]

بر اساس این روایت، امام حسن عسکری علیه السلام یکی از نشانه های شیعیان را زیارت سیدالشهدا علیه السلام در اربعین شهادت آن حضرت بیان می کند؛ زیارتی که در بین تمام حضرات معصومین علیه السلام تنها برای امام حسین علیه السلام سفارش شده است.

ادامه نوشته

عزاداري و آسيب‌ها

از میان امور مهم پیرامون خود، مسئله برپایی مجالس عزا برای بزرگداشت شخصیتهای دینی است. این محافل در عرف ما بسیار باارزش است. تا جایی كه مردم آن را جزو زندگی خود پذیرفته‌اند. از آنجا كه هر رخداد مستمر خالی از تغییر و دگرگونی نیست به همین دلیل عقلا برای در امان ماندن یك جریان اصیل و مردمی، تلاش می‌كنند آن را از تحریف و تغییر غیر اصولی مصون سازند. شاید دور شدن از زمان وقوع یك پدیده خود عاملی در تغییر مسیر آن باشد. به همین خاطر خداوند درباره قرآن (كه در قطعیت آن هیچ تردیدی نیست) به مسلمانان اطمینان داده است كه آن را از تحریف مصون سازد. اصولاً یك حادثه مهم مثل واقعه كربلا، دشمنانی دارد كه با اصل آن مخالف‌اند، لذا همان‌ها در صدد براندازی آن بر می‌آیند پس باید مراقب بود.

تأكید در برپایی این مجالس هم در بیان بزرگان دین آمده است و هم برگرفته از عُلقه مردم با صاحبان وحی است. سخن گفتن درباره اهمیت این مجالس چیزی نیست كه بر كسی پوشیده باشد، پس از آن صرف نظر كرده و بیشتر درباره كیفیت آن در عصر كنونی بحث و بررسی می‌كنیم.
همه عزاداران دوست دارند بهترین نوع عزاداری را برای سالار شهیدان برگزار كنند لذا اگر كسی آسیب‌های آن را گوش زد كند استقبال می‌كنند. مناسب آن است با امعان نظر در محافل عزا، سطح كیفی این مجالس را بالا ببریم. در این مقاله سعی بر آن است تا نكات برجسته آسیب رسان را شناسایی كرده و همگان را برای رفع و دفع آن بسیج سازیم. از آنجا كه شناخت آسیب‌ها ارتباط مستقیم با اهداف و فلسفه آن دارد به همین دلیل ابتدا به آن اشاره نموده سپس به اصل بحث می‌پردازیم.
لباس سیاه و بیرق سیاه این روزها حال و هوای دور و بر خانه امان را معطر به نام امام حسین ـ علیه السّلام ـ كرده و هر محله‌ای چند مجلس عزا به پا می‌شود. مجالسی كه به خاطر اهداف بلندی اقامه می‌شود.
ادامه نوشته

فلسفه‎ي عزاداري سيدالشهدا(علیه السلام) چيست؟

پاسخ :

حادثه‎ي عاشورا، حادثه‌اي است كه بزرگ‎ترين‌ نقش را در تاريخ اسلام ايفا كرد و به يقين، مسير تاريخ اسلام را ـ كه منحرف شده بود ـ عوض كرد و آن را از انحراف نجات داد، معناي سخن رسول خدا(ص) درباره‎ي امام حسين(ع) را كه فرمودند:
حسين مني و انا من حسين.
روشن گردانيد و درس حركت، نهضت، مقاومت و استقامت به انسان‌ها آموخت.
اين حادثه هم از نظر كيفيّت وقوع و هم از جهت عظمت مصيبت و هم از نظر ماندگاري و آثار اجتماعي آن، با هيچ جريان ديگري قابل قياس نيست؛ و اما در مورد علت عزاداري و گريه بر آن حضرت، بايد گفت كه به شهادت تاريخ و روايات، حضرت يعقوب سال‎هاي طولاني در فراق يوسف با اين كه مي‌دانست زنده است، اشك مي‌ريخت و گريه مي‌كرد و يوسف را از ياد نمي‌برد. حضرت سيدالساجدين(ع) نيز تا در حيات بود (حدود چهل سال) صحنه كربلا را با گريه جلوي چشمش مجسّم مي‌داشت و مي‌فرمود:
قتل اباعبدالله عطشاناً بجنب الفرات و هو يذبح كما يذبح الكبش.
حضرت اباعبدالله با تشنگي شهيد شد، در حالي كه كنار رود فرات بود و سر مبارك او را همانند گوسفند بريدند.» و همين‌طور تشكيل مجالس عزاداري از سوي حضرات معصومين(ع) ديگر، همانند امام باقر، امام صادق، امام‎رضا(ع) و خصوصاً گريه‌هاي طولاني حضرت ولي‌عصر(ع) براي جد بزرگوارش به طوري كه در گريه و عزاداري نسبت به اباعبدالله مي‌فرمايد: «اي جد بزرگوار من! در تمام حالات براي تو گريه مي‌كنم و اگر اشك چشمم تمام شود، سزاوار است كه در مصيبت تو خون بگريم.»[1] و از آن‎جا كه به حكم قرآن:

ادامه نوشته