حضرت عباس(ع) الگوی منتظران است

حجت‌الاسلام صادق كفیل رئیس مركز تخصصی نماز گفت: حضرت عباس(ع) بهترین الگو برای منتظران ظهور است.  

 حضرت عباس(ع) درنزد ائمه معصومان بالاترین مقام را دارد و زیارت‌نامه آن حضرت هم از سوی امام صادق(ع) صادر شده است.

وی با بیان اینكه حضرت عباس(ع) بهترین الگو برای منتظران است، گفت: اگر در دوران غیبت بخواهیم در فضای انتظار كار كنیم و وظایف خود را بدانیم بهترین الگو قمر بنی هاشم(ع) است.

رئیس مركز تخصصی نماز تاكید كرد: مراكز مهدوی و فعالان عرصه مهدویت باید در زمینه شناخت حضرت عباس(ع) به طور جدی كار كنند.

وی عنوان داشت: حضرت ابوالفضل(ع) بهترین یار برای امام زمان خود در كل تاریخ بوده و نمره اول یاری رهبر و امام در بین همه اهل بیت(ع) و امامان به ایشان تعلق می‌گیرد.

حجت الاسلام كفیل ادامه داد: هر منتظر و شیعه‌ای باید به طور جدی بر روی شخصیت حضرت عباس(ع) كار كند تا بتواند زمینه‌ساز ظهور حضرت ولیعصرباشد.

رئیس مركز تخصصی نماز با اشاره به نامگذاری روز ولادت حضرت عباس(ع) با عنوان روز جانباز گفت: قمر بنی هاشم جانبازی بود كه تا لحظه شهادت ایستاد و بهترین توفیق برای جانبازان این است كه روز ولادت بهترین یار امام زمانه به نام روز جانباز نامگذاری شده است./س

منبع:مرکزتخصصی نماز

عزاداري و آسيب‌ها

از میان امور مهم پیرامون خود، مسئله برپایی مجالس عزا برای بزرگداشت شخصیتهای دینی است. این محافل در عرف ما بسیار باارزش است. تا جایی كه مردم آن را جزو زندگی خود پذیرفته‌اند. از آنجا كه هر رخداد مستمر خالی از تغییر و دگرگونی نیست به همین دلیل عقلا برای در امان ماندن یك جریان اصیل و مردمی، تلاش می‌كنند آن را از تحریف و تغییر غیر اصولی مصون سازند. شاید دور شدن از زمان وقوع یك پدیده خود عاملی در تغییر مسیر آن باشد. به همین خاطر خداوند درباره قرآن (كه در قطعیت آن هیچ تردیدی نیست) به مسلمانان اطمینان داده است كه آن را از تحریف مصون سازد. اصولاً یك حادثه مهم مثل واقعه كربلا، دشمنانی دارد كه با اصل آن مخالف‌اند، لذا همان‌ها در صدد براندازی آن بر می‌آیند پس باید مراقب بود.

تأكید در برپایی این مجالس هم در بیان بزرگان دین آمده است و هم برگرفته از عُلقه مردم با صاحبان وحی است. سخن گفتن درباره اهمیت این مجالس چیزی نیست كه بر كسی پوشیده باشد، پس از آن صرف نظر كرده و بیشتر درباره كیفیت آن در عصر كنونی بحث و بررسی می‌كنیم.
همه عزاداران دوست دارند بهترین نوع عزاداری را برای سالار شهیدان برگزار كنند لذا اگر كسی آسیب‌های آن را گوش زد كند استقبال می‌كنند. مناسب آن است با امعان نظر در محافل عزا، سطح كیفی این مجالس را بالا ببریم. در این مقاله سعی بر آن است تا نكات برجسته آسیب رسان را شناسایی كرده و همگان را برای رفع و دفع آن بسیج سازیم. از آنجا كه شناخت آسیب‌ها ارتباط مستقیم با اهداف و فلسفه آن دارد به همین دلیل ابتدا به آن اشاره نموده سپس به اصل بحث می‌پردازیم.
لباس سیاه و بیرق سیاه این روزها حال و هوای دور و بر خانه امان را معطر به نام امام حسین ـ علیه السّلام ـ كرده و هر محله‌ای چند مجلس عزا به پا می‌شود. مجالسی كه به خاطر اهداف بلندی اقامه می‌شود.
ادامه نوشته

شخصيت حضرت عباس (ع) پيش از واقعه کربلا

اشاره

زندگانى حكمت‏آميز و غرور آفرين پيشوايان معصوم عليهم‏السلام و فرزندان برومندشان، سرشار از نكات عالى و آموزنده در راستاى الگوگيرى از شخصيت كامل و بارز آنان بوده و نيز درسهاى تربيتى آنان نسبت به فرزندان خويش، در تمامى زمينه‏هاى اخلاقى و رفتارى، سرمشق كاملى براى تشنگان زلال معرفت و پناهگاه استوارى براى دوستداران فرهنگ متعالى اهل بيت عصمت عليهم‏السلام و به ويژه براى نسل جوان، خواهد بود.زندگانى پرخير و بركت اهل بيت عليهم‏السلام در بردارنده دو اصل استوار «حماسه و عرفان» است و پرداختن به بُعد حماسى و عرفانى زندگانى آنان و فرزندانشان كه در معرض پرورش و تربيت ناب اسلامى قرار داشته‏اند، براى عامه مردم و بويژه جوانان، جذّاب و گام مؤثرى در عرصه تبليغ دينى خواهد بود.اين نوشتار سعى دارد با بررسى زندگانى حضرت عباس عليه‏السلام پيش از رويداد روز دهم محرم سال 61 هجرى، با نگاهى به فعاليتهاى دوران نوجوانى و شركت وى در جنگها، چهره روشن‏ترى از ابعاد حماسى شخصيت آن حضرت را به تصوير كشد.
ادامه نوشته

سوگواری های محرم در ایران از آغاز تاانقلاب اسلامی

ارادت ایرانی به خاندانی نورانی

عزاداری برای خامس آل عبا و دیگر افراد خاندان عترت از شعائر ارزشمند مکتب تشیع می باشد اصولاً این مذهب به دلیل روح حماسی موجب ترویج دین مبین و نشر فرهنگ ارزشی گردید. زیرا مبارزه ای سخت را در دو عرصه پی گرفت یکی نبرد با جهل و جمود و خمود و دیگری ستیز با ستم و بی داد، سیره معصومین(ع) ما را بدین حقیقت هدایت می کند که اصل قیام و نهضت مقدّس امام حسین(ع) برای زنده کردن اسلام بوده است، اسلامی که می رفت براثر کارنامه منفی زمامدارای گروهی نالایق و ستمگر به بوته فراموشی سپرده شود، این حرکت معنوی موانع رشد و شکوفایی دیانت را از میان برداشت. بدیهی است برای زنده ماندن این قیام و تزریق روح ایثار و حماسه به انسان ها اقامه عزا برای آن حضرت و گریه در برابر مصائب امام حسین(ع) و یارانش می باشد، در نتیجه مراسم سوگواری حافظ اسلام هم می باشد علاوه بر این که در محافل و مجالسی که بدین مناسبت برپا می گردد مردم با حقایق دینی آشنا شده و بر اثر تبلیغات وسیع و گسترده ای که توأم با این مراسم صورت می گیرد آگاهی عموم مردم افزایش پیدا کرده و ارتباطشان با معارف معنوی قوی تر می گردد و نهاد فضیلت در اعماق وجودشان روئیده می شود.

از سوی دیگر عزاداری و گریستن عالی ترین نمونه تنفر و انزجار از جنایت و قساوت می باشد زیرا تا شعله های درونی روشن نباشد و دل متأثر نشود اشک سرازیر نمی گردد و کسی در واقع به گریه می افتد که التهابی وجودش را در رنج و تعب قرار داده است. این مراسم در عصر ائمه و با تأکید آن ستارگان فروزان برگزار می شده و در اعصار و قرون بعد به اشکال و شیوه های گوناگون در سرزمین ها و نواحی اسلامی برگزار شده و می شود. در این میان کشور ایران از قرن ها قبل به رغم برخی موانع از کانون های مهم برگزاری مراسم عزاداری های محرم می باشد.

ادامه نوشته

فلسفه‎ي عزاداري سيدالشهدا(علیه السلام) چيست؟

پاسخ :

حادثه‎ي عاشورا، حادثه‌اي است كه بزرگ‎ترين‌ نقش را در تاريخ اسلام ايفا كرد و به يقين، مسير تاريخ اسلام را ـ كه منحرف شده بود ـ عوض كرد و آن را از انحراف نجات داد، معناي سخن رسول خدا(ص) درباره‎ي امام حسين(ع) را كه فرمودند:
حسين مني و انا من حسين.
روشن گردانيد و درس حركت، نهضت، مقاومت و استقامت به انسان‌ها آموخت.
اين حادثه هم از نظر كيفيّت وقوع و هم از جهت عظمت مصيبت و هم از نظر ماندگاري و آثار اجتماعي آن، با هيچ جريان ديگري قابل قياس نيست؛ و اما در مورد علت عزاداري و گريه بر آن حضرت، بايد گفت كه به شهادت تاريخ و روايات، حضرت يعقوب سال‎هاي طولاني در فراق يوسف با اين كه مي‌دانست زنده است، اشك مي‌ريخت و گريه مي‌كرد و يوسف را از ياد نمي‌برد. حضرت سيدالساجدين(ع) نيز تا در حيات بود (حدود چهل سال) صحنه كربلا را با گريه جلوي چشمش مجسّم مي‌داشت و مي‌فرمود:
قتل اباعبدالله عطشاناً بجنب الفرات و هو يذبح كما يذبح الكبش.
حضرت اباعبدالله با تشنگي شهيد شد، در حالي كه كنار رود فرات بود و سر مبارك او را همانند گوسفند بريدند.» و همين‌طور تشكيل مجالس عزاداري از سوي حضرات معصومين(ع) ديگر، همانند امام باقر، امام صادق، امام‎رضا(ع) و خصوصاً گريه‌هاي طولاني حضرت ولي‌عصر(ع) براي جد بزرگوارش به طوري كه در گريه و عزاداري نسبت به اباعبدالله مي‌فرمايد: «اي جد بزرگوار من! در تمام حالات براي تو گريه مي‌كنم و اگر اشك چشمم تمام شود، سزاوار است كه در مصيبت تو خون بگريم.»[1] و از آن‎جا كه به حكم قرآن:

ادامه نوشته

روزشمار وقایع کربلا از اول محرم تا روز عاشورا

قصر بنی مقاتل...چهارشنبه اول محرم الحرام سال 61 هجری قمری

* گروهی از اهل کوفه در این منزلگاه خیمه زده بودند. حضرت از آنها پرسید: ایه به یاری من می ایید؟ بعضی گفتند: دل ما رضایت به مرگ نمی دهد و بعضی دیگرگفتند: ما زنان و فرزندان زیادی داریم. مال بسیاری از مردم نزد ماست و خبر از سرنوشت این جنگ نداریم، لذا از یاری تو معذوریم.

* حضرت به جوانان امر کرد که آب بردارند و شبانه حرکت کنند. امام(ع) همانگونه که سوار بر مرکب بود، مختصری به خواب رفت. پس از بیداری کلمه ی استرجاع(انا لله و انا الیه راجعون) را تکرار می کرد.« علی اکبر جلو رفت و علت را جویا شد؛ حضرت فرمود: اسب سواری جلو من در خواب ظاهر شد و گفت: این قوم شبانگاه در حرکت است و مرگ به استقبالشان می اید.» علی اکبر گفت:« پدرم! ایا ما بر حق نیستیم؟» حضرت فرمود:« سوگند به خدا که ما بر حقّیم.» علی اکبر گفت:« پس ما را باکی از مرگ نیست.» امام فرمود:« خدا تو را جزای خیر دهد.»

* حسین(ع) در این منزل به عبیدالله جعفی چنین فرمود:

پس اگر ما را یاری نمی کنی خدای را بپرهیز از این که جزو کسانی باشی که با ما می جنگد. سوگند به خدا اگر کسی فریاد ما را بشنود و ما را یاری نکند، خدا او را به رو در آتش می افکند.

ادامه نوشته

مسلم بن عقيل كيست؟

در ميان جوانان برومند «بنى‏هاشم‏» مسلم، فرزند عقيل يكى از چهره‏هاى تابناك و شخصيتهاى بارز، به شمار مى‏رفت. «عقيل‏» برادر حضرت على(علیه السلام) و دومين فرزند ابوطالب بود. در ترسيم زير رابطه نسبى مسلم، آشكارتر است:

ابوطالب= (عقيل = مسلم) - (على = حسين بن على) مسلم‏بن عقيل، برادرزاده اميرالمؤمنين و پسر عموى حسين‏بن على بود. دودمانى كه مسلم در آن رشد يافت، دودمان علم و فضيلت و شرف بود و خاندانى كه شخصيت انسانى و اسلامى مسلم در آن شكل گرفت، بهترين زمينه را براى تربيت و تكامل معنوى و حماسى مسلم فراهم كرد. از آغاز كودكى، در ميان جوانان بنى‏هاشم بخصوص در كنار امام حسن و امام حسين -عليهما السلام بزرگ شد و كمالات اخلاقى و بنيان ولايت و درسهاى حماسه و ايثار و شجاعت را بخوبى فرا گرفت. اجداد مسلم كسانى، چون «ابوطالب‏» و «فاطمه بنت اسد» بودند كه در فرزندان خويش، شجاعت و ايمان و دلاورى را به ارث مى‏گذاشتند و مسلم، شاخه‏اى پربار از اين اصل و تبار بود;و بنا به اصل وراثت،خصلتهاى برجسته را از نياكان خود به ارث برده بود.1
مسلم در زمان حضرت امير(ع) نوجوانى رشيد و پاك بود كه به افتخار دامادى آن حضرت نايل شد و با يكى از دختران امام به نام «رقيه‏» ازدواج كرد. اين وصلت‏بر ميزان فضيلتهاى مسلم افزود و او را بيشتر در محور «حق‏» و در خدمت نظام الهى آن حضرت در دوران خلافتش قرار داد.
به نقل مورخان، در زمان حكومت آن حضرت (بين سالهاى 36 تا 40 هجرى) از جانب آن امام، متصدى برخى از منصبهاى نظامى در لشگر بوده است، از جمله در جنگ صفين، وقتى كه اميرالمؤمنين(ع) لشگر خود را صف‏آرايى مى‏كرد، امام حسن و امام حسين(ع) و عبدالله‏بن جعفر و مسلم‏بن عقيل را بر جناح راست‏سپاه، مامور كرد و بر جناح چپ لشگر، محمدبن حنفيه و محمدبن ابى‏بكر و هاشم‏بن عتبه (مرقال) را گماشت و مسؤوليت قلب لشگر را به عبدالله‏بن عباس و عباس‏بن ربيعه و مالك اشتر سپرد.2

ادامه نوشته

چرا به امام حسين ـ عليه السّلام ـ ثار الله مي‌گويند و چه كسي اين لقب را به ايشان داده است؟

پاسخ :
«ثار» در لغت هم به معني خون آمده است و هم به معني طلب و انتقام گرفتن از خون كسي كه به دست ديگران كشته شده است.[1]
ثار الله از دو واژه ثار و الله تشكيل يافته و يكي از القاب امام حسين ـ عليه السّلام ـ مي‌باشدكه در زيارت عاشورا با اين لقب آن حضرت را زيارت مي‌كنيم. ثارالله: يعني (طلب دمه الله) كسي كه طالب خون او خداست و انتقام از قاتلين او را خداوند خواهد گرفت.[2]
يكي ديگر از معاني آن يعني كسي كه در راه خدا كشته شود و خويشاوندان و خاندانش در اين راه كشته شود.
مرحوم مجلسي در شرح جمله الوتر الموتور چنين نوشته است: وتر الله اي الفرد المتفرد في الكمال من نوع البشر في عصره الشريف او المراد ثار الله اي الذي الله تعالي طالبُ دَمِه و الموتور قتيلُ له، قتيلُ فلم يدرك بدمهِ؛ يعني فردي كه در راه خدا به شهادت مي‌رسد با اين كيفيت از تمام بشر و در عصرش منحصراً اوست و يا مراد از آن همان ثار الله است كه به معني كسي است كه طالب خون او خداوند است، و موتور به معناي كشته شدن در راه خداوند و كشته‌ شده‌اي است كه خونش را انتقام نگرفته باشند، بلكه فقط خداوند است كه انتقام خونش را از قاتلين مي‌گيرد.[3]

ادامه نوشته

خطبه حضرت ابوالفضل(ع) بر بام کعبه در ستایش سیدالشهداء

حضرت ابوالفضل العباس(ع) هشتم ذیحجه سال 60 هجری قمری و زمانی که قافله امام حسین(ع) قصد ترک مکه و عزیمت به کربلا را داشت، بر بام کعبه خطبه‌ای در ستایش از سیدالشهداء ایراد فرمود.

بنام خداوند بخشنده مهربان

 سپاس خدای را که بیت الله را با قدوم پدرش(منظور امام حسین (ع) است) مشرف کرد؛ کسی که دیروز بیت بود،[امروز] قبله گردید.
  
ای ناسپاسان گناهکار آیا راه بیت را بر امام نیکوکاران می بندید؟ چه کسی سزاوارتر به این بیت است از دیگر موجودات؟ و چه کسی نزدیکترین به این خانه است؟ و اگر حکمت های خداوند بلند مرتبه نبود و اسرار بالا و امتحانات موجودات نبود، همانا بیت به سوی ایشان [ امام حسین (ع)] پرواز می کرد؛ قبل از اینکه مردم حجر را لمس کنند، حجر دستانش [ امام حسین (ع)] را استلام می کند و اگر خواست مولای من خواست خداوند رحمن نبود هر آینه بر سر شما مانند بازِ شکاری که بر گنجشکان فرود می آید نازل می شدم.
  
آیا قومی را که مرگ را در کودکی به بازی می گرفتند می ترسانید، در حالیکه الان در مردانگی قرار دارند. همه جانم فدای آقا و مولای همه موجودات که برتر از حیوانات [هستند].

ادامه نوشته

امام حسین از نگاه نبوی

اساسی ترین مساله در هر مکتبی، حفظ و نگهداری آن از انحرافات و تضمین بقای آن است که این افتخار در مکتب اسلام و تشیع به نام اباعبدالله الحسین علیه السلام ثبت شده است . بدین جهت بارها پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم فرمود:

 
«حسین منی و انا من حسین » (1) ; حسین از من است و من از حسینم . یعنی نه تنها حسین فرزند من می باشد، بلکه بقای دین و آیین من نیز از اوست و اسلام به واسطه فداکاری و جانبازی او و یارانش باقی می ماند .
 
در این گفتار کوتاه، بر آن شدیم تا گوشه ای از شخصیت والای امام حسین علیه السلام را از نگاه در یکتای خلقت، پیامبر خاتم صلی الله علیه وآله وسلم به تماشا بنشینیم .
 
واسطه فیض انبیا
 
اکثر انبیای الهی، به ویژه پیامبران اولوالعزم، هرگاه به مشکلی بزرگ برخورد نمودند، برای حل آن، خداوند متعال را به انوار طیبه پنج تن آل عباعلیهم السلام سوگند می دادند . (2) برخی از آنها وقتی به نام امام حسین علیه السلام می رسیدند، غمگین می شدند و اشک می ریختند . وقتی از علت آن سؤال کردند، خبر شهادت مظلومانه اباعبدالله الحسین علیه السلام را شنیدند و به عزاداری پرداختند .
 
ابن عباس می گوید: از پیامبرگرامی اسلام سؤال کردم: آن کلماتی که حضرت آدم علیه السلام از پروردگارش دریافت نمود و به واسطه آن توبه اش پذیرفته شد، چه بود؟
 
پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: حضرت آدم از خدا خواست به حق محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام توبه اش پذیرفته شود . خداوند نیز توبه او را قبول کرد . (3)
 
در الدرالثمین، در تفسیر قول خداوند: «فتلقی آدم من ربه کلمات » این گونه آمده است: حضرت آدم برساق عرش، نام های پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم و ائمه علیهم السلام را مشاهده کرد و جبرئیل به او تلقین کرد که بگوید: «یا حمید بحق محمد، یا عالی بحق علی، یا فاطر بحق فاطمة، یا محسن بحق الحسن و الحسین و منک الاحسان »
 
هنگامی که حضرت آدم علیه السلام نام امام حسین علیه السلام را بر زبان جاری ساخت، گریان شد و قلبش خاشع گردید . حضرت آدم علیه السلام گفت: ای جبرئیل! چرا پس از گفتن نام حسین، قلبم شکست و اشکم جاری گردید؟

ادامه نوشته

مردم شناسی کوفه

اشاره:

بررسی تحلیلی نهضت امام حسین، علیه السلام، سهم وسیعی از نوشته های متفکران اعم از مسلمان و غیرمسلمان و نیز شیعه و غیرشیعه را در میان مباحث شیعه شناسی به خود اختصاص داده است.

اما وجه مشترک عمده این نوشته ها آن است که به بررسی یک سویه نهضت پرداخته و بیشتر تلاش خود را صرف بررسی شخصیت رهبر این نهضت یعنی امام حسین، علیه السلام، نموده و سعی در شناختن دیدگاه آن حضرت کرده اند.

ولی باید توجه داشت که سوی دیگر نهضت، یعنی مردم کوفه که با نامه نگاریهای خود موجبات سفر امام حسین، علیه السلام، به سمت شهرشان را فراهم آوردند، نیز از اهمیت خاصی در تحلیل این نهضت برخوردار است که بی توجهی به آن می تواند تحلیلگر را به بیراهه کشاند.

آنچه در این مقاله مورد نظر است آن است که اطلاعاتی را عمدتا به عنوان مواد خام دراختیار تحلیلگران قرار دهد تا آنها را در شناخت بهتر اوضاع آن زمان کوفه و تحلیل دقیقتر حوادث یاری نماید. (×)

1- جمعیت شناسی کوفه

الف) جمعیت کوفه در زمان نهضت

شهر کوفه در سال 17 هجری به دستور عمر خلیفه دوم و به دست سعدبن ابی وقاص فرمانده سپاه مسلمانان در جنگ با ایرانیان پی ریزی شد. هدف از تاسیس این شهر، بنیانگذاری یک پادگان نظامی در نزدیکی ایران به منظور پشتیبانی نیروهای عمل کننده در داخل ایران بود. (1) عمر دستور داده بود که گنجایش مسجد این شهر به گونه ای باشد که بتواند تمام جمعیت نظامی را درخود جای دهد و مسجدی که طبق این دستور ساخته شد، می توانست چهل هزار نفر را درخود جای دهد، (2) بنابراین می توانیم به این نتیجه برسیم که شهر کوفه در آغاز تاسیس حدود چهل هزار نفر جمعیت نظامی داشته است و با توجه به اینکه بسیاری از افراد این جمعیت، زن و فرزند خود را نیز همراه داشته اند، با احتساب حداقل یک زن و یک فرزند برای هر سرباز به جمعیتی معادل یکصد و بیست هزار نفر برای این شهر در هنگام تاسیس دست می یابیم.

ادامه نوشته

زندگی نامه امام حسین علیه السلام

نسب امام حسین علیه السلام

رهبر نهضت عظیم عاشورا از تباری است که نسل در نسل جزو انبیا و اولیای الهی بوده اند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در توصیف این خاندان می فرمایند: «ما اهل بیت از نور آفریده شده ایم و نبوّت در تبار ما تداوم یافته و شاخ و برگ آن در خاندان ما گسترده شده و میوه و ثمره اش نیز در آن به ظهور رسیده است و به عنایت خدای عزّوجل هیچ گونه پلیدی و آلودگی در این تبار راه نیافته است». هم چنین نُه تن از حجت های الهی نیز از نسل امام حسین علیه السلام اند که آخرین آنها منجی عالم بشریت است که جهان را از عدل و داد پر خواهد ساخت.

جدّ مادری امام حسین علیه السلام

جدّ مادری او خاتم انبیاست که از طرف خداوند متعال مشرّف به خطابِ شریفِ «لَولاکَ لَما خَلَقْتُ الْاَفْلاک؛ اگر تو نبودی عالم هستی را نمی آفریدم» شده است. آیین و کتاب آسمانی اش جهانی و جاودانی است؛ یعنی پس از او پیامبری مبعوث نشده و نخواهد شد. او در چهل سالگی به رسالت برگزیده شد و بعد از 23 سال تبلیغ و ترویج آیین جهانی اسلام، بدنبال تشکیل اوّلین حکومت اسلامی در 63 سالگی در مدینه منوّره رحلت کرد و برای تداوم هدایت بشر دو امانت گران قدر از خود به جای گذاشت و تصریح فرمود که «تا مردم به این دو امانت الهی تمسّک جویند هرگز گم راه نخواهند شد».

ادامه نوشته