5فایده مهم عزاداری برای امام حسین علیه السلام

در روایات و سیره حضرات معصومین «سلام‌الله‌علیهم» تأکید فراوانی بر عزاداری‌ شده است. علّت این امر نیز آن است که عزاداری، رمز بقاء تشیّع است. برگزاری مجالس عزاداری و اهتمام به آن، فوائد، آثار و برکات فراوانی دارد و در ادامه، به برخی از آن آثار اشاره می‌شود.

اوّل: آمرزش گناهان

اوّلین نتیجه عزاداری‌، آمرزش گناهان است. طبق روایات، اگر کسی وارد جلسه عزای امام حسین «سلام‌الله‌علیه» شود و عزاداری کند، گناهان او آمرزیده می‌شود.[1] چنانکه از پیامبر«صلّی‌‌‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» و ائمّه طاهرین«سلام‌الله‌علیهم» روایاتی در اهمیّت عزاداری و اینکه گریه بر مصائب اهل بیت«سلام‌الله‌علیهم» بهشت را واجب می‌گرداند، وارد شده است. بحمدالله همیشه جلسات عزاداری رونق داشته و سزاوار نیست کسی خود را از فیض آن و نتایج مفید آن محروم سازد. 

 

دوّم: ثواب فراوان

در روایات معصومین«سلام‌الله‌علیهم» برای عزاداری‌ و زیارت امام حسین«سلام‌الله‌علیه»، ثواب حج و عمره بیان شده است.[2]

حتّی در روایات آمده است که افضل از همه اعمال است.[3] همچنین در روایات فرموده‌اند ثواب عزاداری‌ و زیارت ابی عبدالله الحسین«سلام‌الله‌علیه» مانند آن است که خدای سبحان را در عرش زیارت کند.[4]

البته خداوند متعال مجسّم نیست که روی عرش و کرسی بنشیند. پس معنای عرش خدا، استیلای خداوند بر عالم وجود است و این روایت از باب کنایه و تأکید بیان شده است. بر این اساس، ثواب زیارت امام حسین«سلام‌الله‌علیه»، از دور یا نزدیک، مانند آن است که اگر پروردگار متعال عرشی داشت و شما می‌توانستید خدا را زیارت کنید، از چنان ثوابی بهره‌مند می‌شدید.  

ادامه نوشته

ورود امام حسین(ع) به سرزمين كربلا

بدانكه در روز ورود آن حضرت به كربلا خلاف است واصح اقوال آنست كه ورود آن جناب به كربلا در روز دوم محرم الحرام سال شصت و يكم هجرت بوده و چون به آن زمين رسيد پرسيد كه اين زمين چه نام دارد؟ عرض كردند كربلا مي‌نامندش، چون حضرت نام كربلا شنيد گفت:

اّلّلهُمَّ اِنّ اَعُوذُبِكَ مِنَ الْكَرْبِ وَالْبَلآءِ

پس فرمود كه اين موضوع كرب و بلا و محل محنت و عنا است فرود آئيد كه اينجا منزل و محل خيام ما است، و اين زمين جاي ريختن خون ما است. و در اين مكان واقع خواهد شد قبرهاي ما، جدم رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم به اينها پس در آنجا فرود آمدند. و جز نيز با اصحابش در طرف ديگر نزول كردند و چون روز ديگر شد عمر بن سعد (ملعون) با چهار هزار مرد سوار به كربلا رسيد و در برابر لشكر آن امام مظلوم فرود آمدند.

ابوالفرج نقل كرده پيش از آنكه ابن زياد عمر سعد را به كربلا روانه كند او را ايالت ري داده و والي ري نموده بود چون خبر به ابن زياد رسيد كه امام حسين عليه السلام به عراق تشريف آورده پيكي به جانب عمر بن سعد فرستاد كه اولا برو به جنگ حسين و او را بكش و از پس آن به جانب ري سفر كن. عمر سعد به نزد ابن زياد آمده گفت اي امير از اين مطلب عفو نما گفت ترا معفو مي‌دارم و ايالت ري از تو باز مي‌گيرم عمر سعد مردد شد مابين جنگ با امام حسين عليه السلام و دست برداشتن از ملك ري لاجرم گفت مرا يك شب مهلت ده تا در كار خويش تاملي كنم پس شب را مهلت گرفته و در امر خود فكر نمود، آخرالامر شقاوت بر او غالب گشته جنگ سيدالشهداء عليه السلام را به تمناي ملك ري اختيار كرد، روز ديگر به نزد ابن زياد رفت و قتل امام عليه السلام را بر عهده گرفت پس ابن زياد با لشكر عظيم او را به جنگ حضرت امام حسين عليه السلام روانه كرد.

ادامه نوشته

وقايع تا روز تاسوعا و ورود شمر ملعون

چون روز پنجشنبه نهم محرم الحرام رسيد شمر ملعون با نامه ابن زياد لعين در امر قتل امام عليه السلام به كربلا وارد شد و آن نامه را به ابن سعد نمود، چون آن پليد از مضمون نامه آگه گرديد خطاب كرد به شمر و گفت مالك وَيْلَكَ خداوند ترا از آبادانيها دور افكند و زشت كند چيزي را كه تو آورده‌اي، سوگند با خداي چنان گمان مي‌كنم كه تو بازداشتي ابن زياد را از آنچه من بدو نوشتم و فاسد كردي امري را كه اصلاح آن را اميد مي‌داشتم والله حسين آنكس نيست كه تسليم شود و دست بيعت به يزيد دهد چه جان پدرش علي مرتضي در پهلوهاي او جا دارد، شمر گفت اكنون با امر امير چه خواهي كرد؟ يا فرمان او بپذير و با دشمن او طريق مبارزت گير و اگرنه دست از عمل بازدار و امر لشكر را با من گذار، عمر سعد گفت لا وَلا كَرامَهَ لَكَ من اينكار را انجام خواهم داد تو همچنان سرهنگ پيادگان باش و من امير لشكرم، اين بگفت و در تهيه قتال با جناب سيدالشهداء عليه السلام شد.

شمر چون ديد كه ابن سعد مهياي قتال است به نزديك لشكر امام عليه السلام آمد و بانگ زد كه كجايند فرزندان خواهر من عبدالله و جعفر و عثمان و عباس چه آنكه مادر اين چهار برادر ام البنين از قبيله بني كلاب بود كه شمر ملعون نيز از اين قبيله بوده جناب امام حسين عليه السلام بانگ او را شنيد برادران خود را امر فرمود كه جواب او را دهيد اگرچه فاسق است لكن با شما قرابت و خويشي دارد، پس آن سعادتمندان با آن شقي گفتد چه بود كارت؟ گفت اي فرزندان خواهر من شماها در امانيد با برادر خود حسين رزم ندهيد از دور برادر خود كناره گيريد و سر در طاعت اميرالمؤمنين يزيد (ملعون) درآوريد.

ادامه نوشته

سیدالشهدا(ع) میزان حق و باطل

آیت ا... عبدا... جوادی آملی

قیام سالار شهیدان به دنبال قیام انبیای گذشته، به مردم جهان تفهیم می‏کند که نظام حق، کدام است و نظام باطل کدام. امام حسین(ع) برای تحقیق و تفهیم این مطلب، چاره‏ای جز نثار خون و ایثار فرزند و مال و جان نداشتند؛ ...

زیرا آن‌قدر رسوبات جاهلیّت اموی زیاد بود که ممکن نبود با سخنرانی و نامه‏نگاری مطلب را حل کرد. اگر مطلب خیلی ضروری و عمیق شد، چاره‏ای جز استقبال شهادت نیست. از این‏رو، وجود مبارک حسین بن علی (ع) از ذات مقدّس رسول اکرم (ص)این برنامه را دریافت کردند که در شرایط کنونی، یک سلسله شهادتها و اسارتها لازم است تا آن دینی که می‏رود به فراموشی سپرده شود، احیا گردد و در این هنگام بود که حسین بن علی (ع) قیام کردند.
امام حسین(ع) آیات قرآن کریم را در فرصتهای مناسب می‏خواندند؛ هم برای احتجاج با دیگران و هم برای توجیه همراهان، هم برای محاجّه با خصم و اینکه حجت بالغه‏ای ضد نظام ستم باشد و هم توجیه خوبی باشد برای صحابه خود. امام(ع) هم مفسر و مبین قرآن بود، هم به استناد آیه "و جادلهم بالّتی هی أحسن" احتجاج می‏کرد.

زینب(س) به چه آیه‌ای استناد می‌کرد؟
گاهی ایشان این آیه را تلاوت می‏کردند: و لا یحسبن الّذین کفروا أنّما نملی لهم خیر لأنفسهم إنّما نملی لهم لیزدادوا إثماً و لهم عذاب مهین که این آیه را زینب کبری(س) نیز در دربار کوفه و هم در شهر شام تلاوت کرد و به آن احتجاج نمود. آنگاه فرمودند: «وقت صلح و زمان آرامش، افراد پاک و ناپاک در کنار هم بسر می‏برند، ولی زمان جنگ، پاکان از ناپاکان جدا می‏شوند» امام حسین (ع) فرمودند: من قیام کردم تا پاک از ناپاک جدا شود؛ زیرا تا آزمون نشود، وارسته و غیر وارسته در کنار همند و امتحان است که پاک را از ناپاک و حق را از باطل جدا می‏کند. پس، آن حضرت مایه امتحان ذات اقدس پروردگار است و خدا با او طیّب و غیر طیّب را از هم جدا می‏کند؛ چون امام، میزان الاعمال و شجره طوبا و حق است و عقاید، اوصاف و اعمال را با حق می‏سنجند؛ یعنی عقیده امام معصوم(ع) که حق است، میزان سنجش عقاید دیگران و همچنین درباره اوصاف و اعمال، می‏توان میزان بودن آنها را باور داشت.
ادامه نوشته

زيارت عباس بن على عليهماالسلام

 در زيارت حضرت عبّاس بن علىّ بن ابيطالب عليه السلام است شيخ اجل جعفر بن قولويه قمى به سند معتبر از ابوحمزه ثمالى روايت كرده كه حضرت امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه چون اراده نمائى كه زيارت كنى قبر عبّاس بن على عليه السلام را و آن بر كنار فرات محاذى حاير است مى ايستى بر در روضه و مى گوئى :

سَلامُ اللَّهِ وَسَلامُ مَلاَّئِكَتِهِ الْمُقَرَّبينَ

سلام خدا و سلام فرشتگان مقربش

وَاَنْبِياَّئِهِ الْمُرْسَلينَ وَعِبادِهِ الصّالِحينَ وَجَميعِ الشُّهَدآءِ

و پيمبران فرستاده اش و بندگان شايسته اش و تمام شهيدان

وَالصِّدّيقينَ وَالزَّاكِياتُ الطَّيِّباتُ فيما تَغْتَدى وَتَرُوحُ عَلَيْكَ يَا بْنَ

و راستگويان و درودهاى پاكيزه و پاك در هر بامداد و پسين بر تو اى فرزند

اَميرِ الْمُؤْمِنينَ اَشْهَدُ لَكَبِالتَّسْليمِ وَالتَّصْديقِ وَالْوَفآءِ وَالنَّصيحَةِ

امير مؤ منان گواهى دهم برايت كه تو تسليم بودى و تصديق نمودى و وفاء و خيرخواهى كردى

ادامه نوشته

زيارت اربعين

هشتم زيارت اءربعين است يعنى بيستم صفر شيخ درتهذيب و مصباح روايت كرده از حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام كه فرموده علامات مؤ من پنج چيز است پنجاه و يك ركعت نماز گذاشتن كه مراد هفده ركعت فريضه و سى و چهار ركعت نافله است در هر شب و روز و زيارت اربعين كردن و انگشتر در دست راست كردن و جبين را در سجده بر خاك گذاشتن و بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمن الرَّحيمِ را بلند گفتن و كيفيّت زيارت حضرت امام حسين عليه السلام در اين روز به دو نحو رسيده يكى زيارتيست كه شيخ در تهذيب و مصباح روايت كرده از صفوان جمّال كه گفت فرمود به من مولايم حضرت صادق عليه السلام در زيارت اربعين كه زيارت مى كنى در هنگامى كه روز بلند شده باشد و مى گوئى :

اَلسَّلامُ عَلى وَلِىِّ اللَّهِ وَحَبيبِهِ اَلسَّلامُ عَلى خَليلِ اللَّهِ

سلام بر ولى خدا و دوست او سلام بر خليل خدا

وَنَجيبِهِ اَلسَّلامُ عَلى صَفِىِّ اللَّهِ وَابْنِ صَفِيِّهِ اَلسَّلامُ عَلىَ الْحُسَيْنِ

و بنده نجيب او سلام بر بنده برگزيده خدا و فرزند برگزيده اش سلام بر حسين

الْمَظْلُومِ الشَّهيدِ اَلسَّلامُ على اَسيرِ الْكُرُباتِ وَقَتيلِ الْعَبَراتِ

مظلوم و شهيد سلام بر آن بزرگوارى كه به گرفتاريها اسير بود و كشته اشكِ روان گرديد

اَللّهُمَّ اِنّى اَشْهَدُ اَنَّهُ وَلِيُّكَ وَابْنُ وَلِيِّكَ وَصَفِيُّكَ وَابْنُ صَفِيِّكَ الْفاَّئِزُ

خدايا من براستى گواهى دهم كه آن حضرت ولىّ (و نماينده ) تو و فرزند ولىّ تو بود و برگزيده ات و فرزند برگزيده ات بود كه كامياب شد

ادامه نوشته

متن زیارت عاشورا

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ

سلام بر تو اى ابا عبداللّه سلام بر تو اى فرزند

رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خِيَرَةَ اللَّهِ وَابْنَ خِيَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا

رسول خدا سلام بر تو اى برگزيده خدا و فرزند برگزيده اش سلام بر تو اى

بْنَ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ وَابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيّينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ

فرزند امير مؤ منان و فرزند آقاى اوصياء سلام بر تو اى فرزند فاطمه

سَيِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا ثارَ اللَّهِ وَابْنَ ثارِهِ وَالْوِتْرَ

بانوى زنان جهانيان سلام بر تو اى كه خدا خونخواهيش كند و فرزند چنين كسى و اى كشته اى كه انتقام

الْمَوْتُورَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَيْكُمْ

كشته گانت نگرفتى سلام بر تو و بر روانهائى كه فرود آمدند به آستانت ، بر شما همگى از جانب

مِنّى جَميعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَبَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ

من سلام خدا باد هميشه تا من برجايم و برجا است شب و روز اى ابا عبداللّه

ادامه نوشته

زیارت عاشورا، کلید گشایش مشکلات

حسین (ع) سرور و سالار شهیدان و بهترین آرامش‌دهنده و شفاعت کننده است، و البته قرائت زیارت عاشورا، راهی برای نزدیکی به سیدالشهدا (ع)، تعجیل در دعاها و حاجات خیر و گشایش مشکلات است.

قرائت زیارت عاشورا، مهم‌ترین آیین ماه محرم‌الحرام است و ما شیعیان با خواندن این زیارت به سرور و سالار شهیدان سلام می‌دهیم و از شالوده ستم و ظلم بر آن عزیز، بیزاری می‌جوییم.

برپایی زیارت عاشورا در محرم

در ماه‌های محرم و صفر، برگزاری زیارت عاشورا در مساجد، تکایا، حسینیه‌ها و مجالس عزای امام حسین (ع) به یک سنت تبدیل شده است، هر چند که در سایر ایام سال برگزاری زیارت عاشورا رونق دارد، اما در ماه عزای سالار شهیدان، بیشتر است.

وقتی آبروی حسین (ع) واسطه آبرومندی ما می‌شود، آن گاه که وضو می‌سازی و با نیت پاک و دلی پر از حاجت رو به قبله می‌نشینی و زیارت شریف عاشورا را آغاز می‌کنی و به حسین (ع) سلام می‌دهی السلام علیک یا اباعبدالله ... لحظاتی خود را جدای از دنیا و تعلقاتش احساس می‌کنی.

آن‌جا که در زیارت عاشورا لعن می‌فرستی بر مردمی که شالوده ستم و بیدادگری را بر خاندان رسول‌الله (ص) ریختند، قلب انسان سنگین می‌شود از این همه قساوت، سنگ‌دلی و بی‌رحمی.

آن لحظه که در زیارت عاشورا زمزمه می‌کنی، خدایا؛ قرار ده مرا نزد خودت آبرومند به وسیله حسین (ع)، احساس می‌کنی، خداوند نگاهی دیگر به تو دارد به واسطه آبروی نور دیده دخت عزیز و بزرگوار رسول الله (ص).

و آن‌گاه که در پایان زیارت عاشورا به پروردگار عزیز می‌گویی، خدایا روزیم گردان شفاعت حسین (ع) را در روز ورود به صحرای قیامت و ثابت بگذار گام راستیم را در نزد خودت با حسین (ع) و یاران حسین‌(ع)، انگار رها می‌شوی از تمام دغدغه‌ها و دشواری‌های این روزگار.

ادامه نوشته

پیر میدان‏دار عشق حبیب بن مظاهر

در کربلا افرادی شجاع و وفادار همراه امام حسین علیه السلام تا پای جان جنگیدند

  در واقعه کربلا افرادی شجاع و وفادار همراه امام حسین علیه السلام تا پای جان جنگیدند ودر نهایت از جام شهادت سیراب گردیدند. یکی از آنها حبیب بن مظاهر است؛ که در حرم منور امام حسین علیه السلام دفن گردیده ومحل زیارت عشاق می باشد.

نام اصلى "حبیب بن مظاهر" یا "حبیب بن ‏مظهر" (1) است، بزرگمردى از طایفه با شرافت و افتخارآفرین! « بنى اسد» و از صحابه رسول گرامى اسلام(ص) مى‏باشد، وى یك سال پیش از بعثت پیامبر اسلام به دنیا آمد؛ دوران كودكى او هم زمان با سالهایى بود كه پیامبر(ص) در مكه مكرمه مردم را به توحید و خدا پرستى دعوت مى‏نمود، فیض دیدار پیامبر، توفیقى بود كه حبیب را، از همان اوان جوانى با معارف دینى و سرچشمه زلال تعالیم اسلام، آشنا ساخت.

چهره بارز «حبیب‏» همیشه در تاریخ مانند خورشیدى تابان، درخشیده و مى‏درخشد؛ چرا كه او از اصحاب پیامبر گرامى اسلام به حساب مى‏آمد، و از آن حضرت حدیثهاى زیادى شنیده بود از سوى دیگر، شركت او در سن 75 سالگى، در نهضت نورانى كربلا و دفاع از حریم ولایت از صحنه‏هاى پرشكوه و نورانى زندگى سرشار از معنویت او مى‏باشد.

بنابراین حبیب از جمله كسانى است كه به فیض دیدار پنج امام معصوم، نائل آمده است. چهره‏اش زیبا و جمال معنوى او به حد كمال رسیده بود. (2) به طورى كه در عبادت، شجاعت، علم، زهد و در دفاع از حریم ولایت زبانزد دیگران شده بود.

علم حبیب
پس از وفات جانسوز رسول گرامى(ص) حبیب بن مظاهر با حضرت على(ع) بیعت نمود، و در خط ولایت على بن ابیطالب(ع) قرار گرفت. چون بارها، از پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) شنیده بود: «انا مدینة العلم و على بابها فمن اراد المدینة فلیات الباب.‏» یعنى «من شهر علمم و على در آن شهر است، هر كس كه علم مى‏خواهد از در آن وارد شود»، لذا محضر حضرت على(ع) را مغتنم شمرده و در شمار یاران خالص و حواریون و شاگردان ویژه حضرت قرار گرفت (3) و دانشهاى گرانبها و فراوانى از حضرت على(ع) آموخت.
او در جمیع علوم و فنون، همچون فقه، تفسیر، قرائت، حدیث، ادبیات، جدل و مناظره تبحر داشت تا آنجا كه مایه اعجاب و شگفتى دیگران بود. (4) یكى از دانشهاى او «علم بلایا و منایا» بود. یعنى: پیشگویى حوادث و خبر داشتن از وقایع آینده و تاریخ.

شجاعت ‏حبیب
«حبیب بن مظاهر» مردى شجاع، باصلابت و با قدرت بود، به طورى كه در تمام جنگهایى كه در دوران حكومت ‏حضرت على(ع) رخ داد؛ حضورى فعال و چشمگیر داشت، و در آن زمان به عنوان یكى از شجاعان بزرگ كوفه در زمره یاران امام(ع) بود. (5)
در روز عاشورا نیز با شجاعت تمام، در مقابل لشگرعمر سعد ایستاد؛ و شروع به نصیحت و اندرز كرد. تا بلكه، آن خفتگان و اسیران هواى نفس را، بیدار كند. خلاصه، «حبیب‏» شخصى بود كه تنها از خدا مى‏ترسید و با تمام وجود و شجاعت ‏بسیار، كمر همت، به یارى و دفاع از حریم ولایت و امامت، بسته بود.

ادامه نوشته

آقایی مهربان که دوستش‌دارم

آقامون گفته امروز،روز اول محرمه ، خوب منم دوست دارم واسه امام حسین مشکی بپوشم....

پسرم وقتی از مدرسه آمد ،با عجله به اطاقش رفت و تمام کمد لباسش را زیر و رو کرد. هر چه پاپیچش شدم تا بگوید دنبال چه می گردد ،جواب نداد و گفت :خودم باید پیدایش کنم. بعد از مدتی سر تکالیفش نشست و من هم فراموش کردم از او بپرسم  گمشده اش را پیدا کرد یا نه؟ فردا صبح وقتی برای مدرسه رفتن آماده  شد،به جای لباسی که برایش گذاشته بودم، بلوز مشکی پارسال محرمش رو پوشیده بود که قد آستین هایش برایش کوتاه بود.

وقتی با تعجب پرسیدم چرا این لباس را پوشیدی؟ خیلی ساده و کودکانه گفت: آقامون گفته امروز،روز اول محرمه ، خوب منم دوست دارم واسه امام حسین مشکی بپوشم....

 هیچ جوابی نداشتم که بگویم ،فقط پیش خودم فکر کردم بچه ها چقدر زود بزرگ می شوند و چقدر زود از ما بزرگ تر فکر می کنند.اگر دقت نکنیم و برنامه ی صحیح نداشته باشیم ، ممکن است قلب ها پاکشان با چیزهایی پر شود که در آینده افسوسش را بخوریم.

محرم امسال هم آمد ، حواسمان به حال و هوای خانه ی مان باشد. کاری کنیم تا عشق و محبتی که امروز در دلمان هست و مدیون توجه و آموزش صحیح والدین مان در کودکی هایمان هستیم ، در فرزندانمان ایجاد شود.

اینکه بدانیم چگونه عمل کنیم تا در فرزندانمان بذر محبتی که به صورت فطری وجود دارد،درست آبیاری شود ،خیلی مهم است.

ادامه نوشته

اولین و آخرین ادبِ عزاداری !

با نزدیك شدن ایام محرم الحرام وقتی در كوچه ها و خیابان ها عبور می كنیم به ظواهر و پدیده هایی برمی‌خوریم كه توجه انسان را بر می انگیزد و نوعی شور و شعف در انسان ایجاد می نماید و انسان را به تفكر وادار می نماید و آن پدیده چیزی نیست جز آمادگی مردم پیر و جوان، زن و مرد، كودك و نوجوان برای برپایی عزای امام حسین سالار شهیدان علیه السلام و این امر به گونه ای محسوس است كه بر هیچ كس مخفی نیست و هر چه زمان بر آن می گذرد نه تنها از عظمتش كاسته نمی شود بلكه روز به روز برجسته تر می شود و هر چه دشمنان تشیع و اسلام در سالهای اخیر در ماهواره و اینترنت و غیره به مرام و مسلك تشیع در زمینه عزاداری حمله می كنند مثل وزش بادی می ماند كه شعله آتش غم سید الشهداء علیه السلام را شعله‌ورتر و پرفروغ تر می‌نمایند: «یریدون لیطفئوا نور الله بأفواههم و الله متم نوره و لو كره الكافرون.» (1) 

و ما اگر بخواهیم این آمادگی و شور و شعف مردم را به هر چیزی تشبیه كنیم، زیباتر از تشبیه آن به رستخیز و قیامت نخواهد بود، رحمت واسعه خدا بر محتشم كاشانی كه این تشبیه زیبا را - كه بی شك از الهامات خود سرور جوانان اهل بهشت بوده است - بر زبانها جاری ساخت !!

باز این چه شورش است كه در خلق عالم است         باز این چه نوحه وچه عزا وچه ماتم است

گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست                               این رستخیز عظیم كه نامش محرم است

بی شك عبادت عظیم عزاداری كه علاوه بر تعظیم شعائر دینی بودن، احیاء معالم دینی نیز در آن موج می زند دارای آدابی است ، در این نوشتار برآنیم تا تنها به یكی از آداب عزاداری اشاره كنیم و آداب دیگر را به نوشته های دیگر به جهت اختصار واگذار نماییم .

ادامه نوشته