عزاداري و آسيب‌ها

از میان امور مهم پیرامون خود، مسئله برپایی مجالس عزا برای بزرگداشت شخصیتهای دینی است. این محافل در عرف ما بسیار باارزش است. تا جایی كه مردم آن را جزو زندگی خود پذیرفته‌اند. از آنجا كه هر رخداد مستمر خالی از تغییر و دگرگونی نیست به همین دلیل عقلا برای در امان ماندن یك جریان اصیل و مردمی، تلاش می‌كنند آن را از تحریف و تغییر غیر اصولی مصون سازند. شاید دور شدن از زمان وقوع یك پدیده خود عاملی در تغییر مسیر آن باشد. به همین خاطر خداوند درباره قرآن (كه در قطعیت آن هیچ تردیدی نیست) به مسلمانان اطمینان داده است كه آن را از تحریف مصون سازد. اصولاً یك حادثه مهم مثل واقعه كربلا، دشمنانی دارد كه با اصل آن مخالف‌اند، لذا همان‌ها در صدد براندازی آن بر می‌آیند پس باید مراقب بود.

تأكید در برپایی این مجالس هم در بیان بزرگان دین آمده است و هم برگرفته از عُلقه مردم با صاحبان وحی است. سخن گفتن درباره اهمیت این مجالس چیزی نیست كه بر كسی پوشیده باشد، پس از آن صرف نظر كرده و بیشتر درباره كیفیت آن در عصر كنونی بحث و بررسی می‌كنیم.
همه عزاداران دوست دارند بهترین نوع عزاداری را برای سالار شهیدان برگزار كنند لذا اگر كسی آسیب‌های آن را گوش زد كند استقبال می‌كنند. مناسب آن است با امعان نظر در محافل عزا، سطح كیفی این مجالس را بالا ببریم. در این مقاله سعی بر آن است تا نكات برجسته آسیب رسان را شناسایی كرده و همگان را برای رفع و دفع آن بسیج سازیم. از آنجا كه شناخت آسیب‌ها ارتباط مستقیم با اهداف و فلسفه آن دارد به همین دلیل ابتدا به آن اشاره نموده سپس به اصل بحث می‌پردازیم.
لباس سیاه و بیرق سیاه این روزها حال و هوای دور و بر خانه امان را معطر به نام امام حسین ـ علیه السّلام ـ كرده و هر محله‌ای چند مجلس عزا به پا می‌شود. مجالسی كه به خاطر اهداف بلندی اقامه می‌شود.
فلسفه به وجود آمدن این محافل بر همگان واضح و مبرهن است اما گذشت زمان و دور شدن از زمان وقوع هر جریانی، دور شدن از فلسفه و اهداف را طبیعی جلوه می‌دهد. لذا در گذر تاریخ بارها و بارها شخصیت‌های بزرگ زنگ بیدار باش زده و همگان را دوباره به صراط اصلی رهنمون ساخته‌اند. از چهره‌های برجسته معاصر، علامه شهید مطهری است كه فریادهای عاشورایی‌اش هنوز با همان شور و شعور از لابلای نوشته‌هایش به گوش می‌رسد. بنابراین لازم به نظر می‌رسد گروهی كارشناس همواره با دقت آسیب‌های مجالس عزا را شناسایی و به همگان اطلاع دهند.
مروری گذرا به همان فلسفه نموده و پس از آن نگاهی به آسیب‌هایی كه همچون ویروس در حال نفوذ به این مجالس است می‌اندازیم. علت پیگیری عوامل آسیب زا ارتباط عمیق این مجالس با زندگی روزمره است؛ آسیب آن آسیب جامعه نیز هست. محرم 61 قمری فرا رسید و كاروان منسوب به رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ به دیاری غریب كه دعوت شده بودند رسیدند. باب گفتگو از هر طریق كه ممكن بود باز شد، بالاخره آخرین محفل نشین كسائی، با فجیع ترین و قساوت انگیزترین شیوه كه تاریخ از بازگو كردنش سر به زیر است قربانی راه خدا شد و خاندانش به اسارت. از آن پس منابری برپا شد تا شرح واقعه كنند و مردم را از خواب نوشین و غافلانه بیدار سازند.
این مجالس و منابر با سیاست‌هایی كه بدان اشاره خواهد شد روز به روز رونق گرفت تا جایی كه برخی حاكمان خیره سر به وحشت افتاده و بنای مقابله گرفتند. ساعاتی كوتاه شهامت‌ها و رشادت‌ها با زیربنایی عقلانی و برگرفته از وحی به نمایش گذاشته شد كه اگر نبود، درس نبوت و حرمان ولایت همچنان به افول می‌گرایید.
حضرت رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ همان لحظه‌ای كه از جبرئیل شنیدند حسینش در دیار غربت به شهادت می‌رسد، از همان ایام حزین شدند. حال برپا شدن مجلس به عنوان همدردی با رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ مصداقی از حب ایشان است. دومین نكته بحث امر به معروف و نهی از منكر است. این مهم مراتبی دارد كه از قلب شروع و به اعضاء و جوارح می‌رسد. این مجالس نیز نمادی از ابراز باطن در انزجار باطل است و نوعی دفاع از حق به شمار می‌رود. (اصلاح دین جدم...، مصداقی از امر به .... كه امام ـ علیه السّلام ـ در آن روز انجام داد.) سومین اثر، اطلاع رسانی و بیان اخبار به عموم مردم از بهترین فواید و اهداف این مجالس است. امام خمینی (ره) جمله‌ای تاریخی فرمود: عاشورا را زنده نگه دارید كه عاشورا اسلام را زنده نگه داشته است. مجال عزاداری، مدارسی عمومی برای تعلیم و تربیت است. كه به سهولت دانش آموزانش با تاریخ، اخلاق، تفسیر آشنا شده و می‌توانند از خرمن پرفیض دین خوشه چینی كنند. شنیده‌اید كه انسان مدنی الطبع است و به دنبال همسالان و همصنفان خود؛ عزاداری نشانی از این خصلت انسان است. انسان طبق آیات قرآن در رنج و كبد است. كسی را سراغ ندارید كه غمی را تجربه نكرده باشد. او با انبوهی از غم و رنج به مجلس عزای حسینی پا می‌گذارد اما سبك بار بیرون می‌رود. چون با شنیدن غمهای بزرگ امام ـ علیه السّلام ـ و دویدن خردسالان بر خارهای تفدیده عراق و شامات، درد خود را هر چند بزرگ به نظرش اید، فراموش كرده و اشكی بر دامن به سان آبی بر آتش به خانه باز می‌گردد. پس این محفل جمعی داغدیده و غمین‌اند. درس عاشورا درس زهد، قناعت و دوری از دنیا و دنیا زدگی است. كسی كه به این محفل می‌آید با این فلسفه آشنا می‌شود و می‌خواهد چون امامش زاهد و قانع باشد. غیر از این موارد، امور دیگری نیز هست كه همگی مهم و باارزش است. آنچه در اینجا بیان شد كلا صحیح و نمی‌تواند آسیب‌زا باشد زیرا اصل فلسفه آن كه برگرفته از نهاد عقل و یا عقلا است خالی از افساد است؛ اما این بدان معنا نیست كه این اهداف دستخوش تغییر نباشد. ممكن است یك پدیده تاریخی یا معنوی در اثر عوامل گوناگون از مسیر اصلی خارج شود. به همین دلیل عقلا می‌خواهند آسیب‌ها را پس از شناسایی از بین ببرند. ابتدا به انواع آسیب‌های موجود و شناخته شده می‌پردازیم:
1. برخی از آنها را بایست در محتوای این گونه مجالس جستجو كرد. وقایع نگاری یكی از اهداف این محافل است كه بدان اشارت رفت. در طول تاریخ این مجالس، مهم‌ترین دغدغه وعاظ، شرح واقعه كربلا بوده است. در این میان نكته اساسی آن است آنچه در این منابر گفته می‌شود همه به عنوان یك اصل صحیح و درست می‌پذیرند و شاید اعتماد مستمعین باعث شده است كه هر آنچه بیان می‌شود مستند تلقی شده و كسی در پی اسناد آن بر نیاید. مقتل نویسی و در پی آن مقتل خوانی از دیگر دست آوردهای این محافل شمرده می‌شود. گزاف نیست اگر ادعا كنیم محفل عزاداری مبدا تأسیس یك سبك در بیان تاریخ شده است. و اما در پی این شماره آنچه بایسته است را همگی می‌دانند ولی شاید نوع ورود آسیب را ندانند سعی ما بر آن است تا منافذ آن را شناسایی نماییم. منابع دست اول در تاریخ كربلا روایاتی است كه اهل‌بیت ـ علیهم السّلام ـ بیان كرده‌اند و پس از آن مقتل‌هایی است كه در قرن‌های قریب به حادثه كربلا نوشته شده است. برخی از گویندگان و مدیحه‌سرایان بدون توجه به معتبر نبودن مطالب خود، آن را به زبان جاری كرده و متوجه آثار تخریبی آن نیستند. همچنین بكار بردن ذوق شخصی و سلیقه‌ای در انتخاب و چینش مطالب بدون توجه به پیامدهای آن از دیگر موارد این بخش است. زبان حال (به اصطلاح مداحان) جای بیان حقیقت آمده و مدام به خاطر افزایش حزن آن را تشدید می‌كنند. وقتی چنین عملی تكرار شد اثر خود را به مرور زمان از دست می‌دهد و این افراد چاره‌ای ندارند جز چاره‌جویی، و آن چیزی غیر از رواج خرافه گویی نیست.
ورود اكاذیب و همچنین وارونه جلوه دادن شخصیتهای منفی، پایین آوردن جایگاه امام ـ علیه السّلام ـ با طرح نمادهای دنیایی، همراه با انتشار آمار دروغ و غیر واقعی منجر به از دست رفتن شماری از آثار و اهداف تشكیل این مجالس است. چه لزومی دارد به خاطر اشك گرفتن از مستمع، مرتكب خلاف شرع شد؟ آیا این صحیح است كه امر مهمی را فدای اغراض غیر مهم كرد؟ از نمونه‌هایی كه در این خصوص می‌توان به آن اشاره كرد قصه ازدواج حضرت قاسم و دامادی آن جناب است. در هیچ منبع معتبری به قصه اشاره نشده است. همچنین شمار كشته‌هایی كه به دست حضرت عباس ـ علیه السّلام ـ انجام گرفته با حقیقت خارجی تناسب ندارد. بیان مسایل دروغ علاوه بر تحریف تاریخ، نوعی بی‌اعتمادی را در مردم به وجود می‌آورد. خسارتی جبران ناپذیر كه سالیانی باید با تلاش همه جانبه آن را از بین برد. برخی دیگر با تحلیل نادرست از شخصیت امام ـ علیه السّلام ـ و نقش آن حضرت، به جای ترویج دین دست به تخریب آن می‌زنند. ریشه این اشكال در عدم شناخت دین و صاحبان وحی است.
2. مجالس عزا به منظور ترویج دین و تعلیم عموم مردم با كمترین هزینه و بیشترین تأثیر در فضایی كاملاً مردمی تشكیل می‌گردد. مردم ساعت‌ها می‌نشینند تا مطالب مهم را از زبان مروجین دین فرا گیرند. وعاظ با شرح حال عاشورائیان نوعی روش اخلاقی را تبیین می‌كنند. آنها از امام ـ علیه السّلام ـ باید تصویری واقعی و درست بیان كنند. در تاریخ كربلا آمده است كه امام مهلتی یك شبه خواستند و در جایی دیگر آمده است كه امام اظهار كردند كه اگر مردم نمی‌خواهند من به مدینه برمی‌گردم و در حالی كه صحنه كربلا مملو از رشادت، غیرت دینی، و ظلم ستیزی است كه باید به آنها اشاره كرد. اما برخی از سر بی‌اطلاعی شرح واقعه را به گونه‌ای بیان می‌كنند كه انگار امام ـ علیه السّلام ـ از معركه ترسیده و به دنبال چاره جویی است. نباید اتمام حجت امام را به منزله ترس گذاشت. رفتار مردم متأثر از این مجالس است. كرنش در برابر ظلم و پذیرش فشار از ناحیه دشمن، درست برعكس قیام امام ـ علیه السّلام ـ است. عدم مقابله با بدكاران، نبود امر به معروف در جامعه، وجود ناهنجارها، گسترش زمینه‌های گناه و... بازتاب تصویر منظلم به جای تصویر مظلوم است. كه متأسفانه كسانی كه قدرت تحلیل واقعه كربلا را ندارند، روایت‌گر این واقعه عظیم شده‌اند. غافل از این‌كه مداح و واعظ باید قدرت تفسیر و تحلیل را داشته باشد. این مسند جای هر كسی نیست و این جفایی است نابخشودنی كه عدّه‌ای از سر نیاز و یا مطامع دنیا به این راه آمده‌اند.
3. از دیگر آسیب‌هایی كه در عصر كنونی بایست به آن اشاره كرد پایین آمدن سطح علمی و كیفی این مجالس است. در گذشته افرادی كه به منابر می‌رفتند از لحاظ علمی در جایگاه قابل قبولی بودند. مردم ابتدا به مسایل شرعی گوش داده و پس از آن مطالب تاریخ و اخلاق و در نهایت ذكر مصیبتی می‌‌شد و حضار به شیوه‌های گوناگون ارشاد شده و استفاده می‌كردند. امروزه منبرها از بیان مسایل شرعی تهی شده است. در برخی موارد مشاهده شده است كه مردم حوصله شنیدن مسئله شرعی را ندارند. بسنده كردن به صدای خوش مداحی رسالت ما را به پایان نمی‌رساند. سطحی شدن و قشری فكر كردن و عدم توجه به عمق حادثه بزرگ كربلا ما را از اهداف و فلسفه عزاداری دور می‌كند. چه رسد به آنكه این مجالس مأمنی برای تكثیر خلاف شرع باشد كه خود مصیبتی بزرگتر از شهادت امام است. از پیامدهای تحلیل نادرست از روایات گریه بر امام ـ علیه السّلام ـ ترویج لاابالی‌گری و ولنگاری در آموزه‌های دینی است. اگر در این قسمت توجه نشود گناهی عظیم متوجه گویندگان خواهد شد. رسالت مهم مجالس عزاداری در طول تاریخ بسط و گسترش علوم و معارف دینی بوده است و نباید اجازه داد این رسالت بزرگ دستخوش آمال نابخردان قرار گیرد. از دیگر رسالت‌های این مجالس در زمان ما شناساندن چهره‌های منفور معاصر است. امروز باید شمر زمان را شناساند. باید نقشه بنی امیه عصر را بررسی كرد. نقشه‌هایی كه در صدد رخنه در اركان دین و پایه محكم ولایت هستند را باید نقش بر آب كرد.
4. از دیگر دل‌نگرانیهای موجود در این محافل شكل و قالب آن است. ذكر اهل‌بیت ـ علیهم السّلام ـ و بیان صبر ایشان بر آلام یكی از راه‌های غلبه بر مشكلات و سختی‌های زندگی است. با درس گرفتن از روش رفتاری خاندان وحی، تصویر زندگی رنگ و بوی معنوی همراه با زهد و قناعت خواهد گرفت. در چند ساله اخیر با رشد سطح زندگی و تغییر نگرش مردم به پیرامون خود، قضایایی مشاهده می‌شود كه رفته رفته فلسفه وجودی مجالس عزا را از بین می‌برد. اسراف و تبذیر، استفاده از آلات و وسایل موسیقی، اجراء سبكهای غیر مذهبی و برگرفته از آهنگ‌های غربی در مجالس، سرودن شعرهای بی‌محتوا، اختلاط مردان و زنان در میادین و خیابانها، رواج خرافه‌ها به جای توكل و توسل، دور شدن از ادعیه و زیارت عاشوراء، توجه بیش از حد به علامت‌های سنگین و حمل بی‌حاصل آن، استفاده از بلندگوهای بسیار قوی برای غلبه بر صدای دیگران، چشم هم چشمی در برپایی هیئات و تكایا،‌فاصله گرفتن از مساجد، آزار رساندن به خود و هم نوعان،‌رخنه افراد معلوم الحال به عنوان میدان دار و بسیاری از این موارد كه خوانندگان محترم می‌دانند از آسیب‌هایی است كه بایسته است چاره‌جویی كرد كه اگر اقدامی در اصلاح نكنیم كم كم بزرگترین پایگاه اطلاع رسانی و نیز بزرگترین مدرسه دینی از كارایی لازم خواهد افتاد. اگر مستمع در پایان مجلس نتواند برای خود برنامه زندگی ترسیم كند این بدان معنا است كه این مجلس در تبیین رسالت خود عقیم شده است یعنی دشمن در این قسمت موفق شده است.
5. مورد مهم دیگری كه نباید آن را نادیده گرفت، ابزاری شدن این محافل است. گروه‌ها و دسته‌جات سیاسی برای رسیدن به اهداف خود از هیچ موقعیتی نمی‌گذرند و هر مجلسی برای ایشان یك فرصت است. به همین دلیل در روزهای نزدیك به انتخابات چهره‌های سیاسی و جناحی بیشتر از بقیه و زودتر از همه حضور پررنگ دارند. این قضیه منجر به كمرنگ شدن اصل و فلسفه عزاداری می‌شود. از تبعات دیگر این بند، بروز اختلافات در خود مجلس و همچنین گسترش آن به سایر مجالس است. از طرف دیگر افراد بی‌طرف، پایگاه سالم خود را از دست داده و در واقع صاحبان اصلی كه توده مردم‌اند از صحنه خارج شده و مجلس برای اقلیت جناحی باقی می‌ماند.
6. از نكات قابل توجه در این مجالس وجود همه قشرهای مردمی با سنین مختلف و با معلومات نا هم سطح است. این قضیه باعث شده است كه درصد كارایی این محافل كم شود. زیرا وجود افراد كم سواد و نیز كودكان، واعظ را از بیان همه مطالب منع می‌كند. اگر مجالس هم سطح برگزار شود می‌توان ادعا كرد كه وعاظ در رساندن رسالت خود موفق خواهند شد.
7. از نكات پیرامون این مجالس كه مورد دقت قرار می‌گیرد نحوه اطعام عزاداران است. اصولاً اطعام در این ایام بسیار با ارزش قلمداد شده است. اطعام به عزاداران در زمان پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ و به دستور ایشان انجام می‌گرفت. در تاریخ آمده است كه به عزاداران كربلا نیز اطعام می‌دادند. این سنت نیكو در زمان ما نیز با اهتمام در حال انجام گرفتن است. اما مهم شیوه ارائه این خدمات است. اگر شیوه اطعام همین روشی است كه همه می‌دانند قطعاً دچار یك آسیب‌هایی است كه نباید از آن غافل شد. اطعام برای تكریم عزادار است اما نحوه خدمت رسانی با شأن این مجالس سازگار نیست. نبود فرصت كافی و امكانات لازم همچنین مدیریت ضعیف برای پذیرایی از عزادار، نوعی بی‌نظمی و حرص و ولع را ناخواسته تزریق می‌كند. این گونه اطعام به تكریم انسان‌ها لطمه می‌زند. ضمن بهره‌مند شدن از سفره امام ـ علیه السّلام ـ باید به گونه‌ای عمل كرد كه آسیبی به شخصیت عزادار وارد نشود. علاوه بر آن این گونه پذیرایی فرهنگ جامعه را به سوی اسراف، آلوده سازی محیط، ایجاد ناهنجاری‌های اجتماعی سوق داده و باید مدیران هیئات فكری به این نقیصه نمایند.

8. آخرین نكته‌ای كه لازم است بدان اشاره شود و بسیار مهم است، نقش محوری مجالس عزا است. در مقدمه بحث كلامی از امام راحل بیان شد بدین مضمون كه زنده نگه داشتن عاشورا، اسلام را زنده نگه داشته است. همین عبارت در توصیه‌های رهبری نیز تكرار شده است. فرهنگ جامعه ما بسیار متأثر از همین مجالس بوده و قوی‌ترین پایگاه مقاومت در برابر طاغوت در زمانهای گذشته همین مجالس بوده است. از سوی دیگر معنویتی كه از این ناحیه به جامعه تزریق می‌شد را نباید نادیده گرفت. عزاداران با توجه به احادیث خوانده شده در این محافل بر زندگی خود را رنگ و لعاب دینی می‌دادند. اما در عصر كنونی این مجالس‌اند كه با روز حركت می‌كنند و در واقع نقش اثرگذاری خود را از دست داده‌اند و اثرپذیر شده‌اند. منظور این نیست كه پیشرفت‌های روز در این مجالس استفاده نشود، بلكه غرض آن است زیربنای فرهنگ اصیل ایران و جامعه دینی ما از كجا درس گرفته و پایه‌ریزی می‌شود؟ این‌كه امروز مشاهده می‌شود نه تنها برگرفته از متون دینی نیست بلكه شیوه رفتاری خود مجالس نیز برگرفته از جای دیگری است. وقتی جو حاكم بر یك مجلس عزا، مطابق روایات نباشد، این مجلس نمی‌تواند الگوی زندگی امروز باشد. بنابراین بی‌اثر شدن مجالس عزاداری از جدی‌ترین آسیب‌های شناخته شده است كه همگان باید نسبت به آن هشیار باشند. بنابراین بی‌اثر شدن مجالس عزاداری از جدی‌ترین آسیب‌های شناخته شده است كه همگان باید نسبت به آن هشیار باشند. راه حل این نقیصه به دست خود شركت كنندگان است. ایشان با محوریت قرآن و رساله‌های عملیه می‌توانند رسالت و جایگاه اصلی این محافل را بازسازی نمایند. در واقع اگر بتوان منویات سیدالشهدا را عملی ساخت، می‌توان ادعا كرد كه عزادار آن امام همام است.

منبع:اندیشه قم